Salı, Mayıs 26, 2009

FŞİST MUSƏVİNİN DANİŞİQİNDA 15 AZƏRBAYCANLİ TUTUQLANDİ





دستگیری بیش از ۱۵ فعال آذربایجانی در سخنرانی میرحسین موسوی در تبریز
سه‌شنبه ۵ خرداد ۱٣٨٨ - ۲۶ می ۲۰۰۹

ساوالان سسی: طبق گزارشات رسیده از تبریز، روز گذشته بعد از پایان سخنرانی میرحسین موسوی در ورزشگاه باغشمال تبریز نیروهای امنیتی اقدام به دستگیری بیش از پانزده فعال آذربایجانی کرده اند.

جهانگیر بخت آور، نادر بخت آور، فريد باقرزاده، علی ایمانی، مهدی ایمانی، بابک مینقی، عسگر قدیمی،علی صادقی و حامد حسن زارع از جمله بازداشت شدگان درجریان این سخنرانی هستند.

علت دستگیری این افراد سردادن شعارهایی در خصوص محکومیت فیلم جوک گویی خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران به ترکها عنوان می شود.

علاوه ازاین بنا به اخبار رسیده از تبریز نیروهای امنیتی روز شنبه ۲ خرداد ۸۸ با یورش به خانه برادران بدلی، اقدام به بازداشت علی، ايرج، رسول، غلام و ناصر بدلي کردند.

در این میان از وضعیت علیرضا فرشی (استاد دانشگاه)، فردین مرادپور، مرتضی مرادپور، حکم مرادپور، علی اسلامی، اصغر چمنی، بایرام خالق زاده، سجاد قاراباغلی، وحید آقاجانی و همسرش سحر فتحی به همراه هاله فتحی که روز اول خرداد در جریان مراسم ورزش همگانی در پارک ائل گولی تبریز بازداشت شده بودند اطلاعی در دست نیست.

URMU XALQI XATƏMİNİN TÜRKLƏRƏ İHANƏT ETDİYİNƏ İTRAZ ETDİ






گزارشی از تجمع مردم اورمیه در اعتراض به خاتمی رئیس جمهور سابق ایران
شنبه ۲ خرداد ۱٣٨٨ - ۲٣ می ۲۰۰۹
اورمونیوز: بنا به گزارشهای وارد شده به گروه خبری اورمونیوز تجمع مردم اورمیه در اعتراض بر علیه حجت الاسلام خاتمی که اخیرا ویدئویی از او در حال جوک گفتن به آذربایجانیها منتشر شده است٬ به شدت مورد حمله نیروهای ضد شورش جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است. امروز در اورمیه خطوط اینترنتی برای چند ساعت قطع شده و در سیستم تلفن موبایل اختلالاتی ایجاد شده بود. گروه خبری اورمونیوز در حال تحقیق برای به دست آوردن اسامی دقیق دستگیر و زخمی شدگان است. تا انتشار اخبار تکمیلی٬ گزارش یکی از خبرنگاران اورمونیوز که در تجمع امروز حضور داشته است٬ تقدیم می شود:

ساعت ۵:۰۰ بعد از ظهر: جو سنگین امنیتی بر خیابان امام و خیابان عطایی حاکم است و موتورسواران یگان ویژه٬ و عده ای از مأموران در گروههای شش نفره اطراف میدان مرکزی اورمیه٬ خیابان عطایی و مسیر های منتهی به ستاد انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی در حال گشت زنی هستند. درب ستاد بسته است.

ساعت ۵:۱۵ بعد از ظهر: نیروی های امنیتی با اتومبیلهای ون که متعلق به یگان ویژه است ورودی خیابان امام را مسدود کرده و تنها به تاکسی ها و اتوبوس های شرکت واحد اجازه عبور می دهند.

ساعت ۵:۴۵ بعد از ظهر: دربهای ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی باز شده است و جمعی از فعالین حرکت ملی که در جلوی ستاد بودند به داخل ستاد وارد می شوند. کم کم بر جمعیت حاضر افزوده می شود.

ساعت ۶:۰۰ بعد از ظهر: هم اکنون تعداد حضار به حدود ۱۰۰ نفر رسیده است که اکثر آنها را دانشجویان تشکیل می دهند و جمعیتی از شهروندان اورمیه ای نیز در دسته های ۴ و ۵ نفری در حال قدم زدن در حوالی ستاد هستند. بر تعداد حاضرین افزوده می شود و تعدادی از زنان فعال حرکت ملی و دانشجویان در محل جمع شده اند.

جمعیت بزرگی در مقابل ستاد حضور دارد. باسوت ممتد و کف زدن بعضی از حضار جو تغییر می کند و جمعیت حاضر با شعار «یاشاسین آذربایجان» و کف زدن تجمع را وارد مرحله ی تازه ای می کند. شعار یاشاسین آذربایجان ادامه می یابد و از بر تعداد جمعیت شعار دهنده افزوده می شود. بعضی از افراد ستاد میر حسین موسوی در حال فیلم برداری با موبایل خود هستند . حدود ۵ دقیقه از سر دادن شعارهای ملی گذشته است. یکی از دختران ستاد میرحسین موسوی با موبایل از شعار دهندگان فیلم برداری می کند و در این لحظه یک دختر دانشجی معترض٬ گوشی را از دست او گرفته و بر زمین می کوبد. جمعیت با دادن شعار از دانشجوی معترض حمایت می نمایند.

جمعیتی بالغ بر ۵۰۰ الی ۶۰۰ نفر با هدایت دانشجویان به سمت خیابان اصلی عطایی در حال حرکت هستند. آنها شعارهایی نظیر «خاتمی خجالت خجالت»٬ «خاتمی ننگ اولسون ننگ اولسون» و «هارای هارای من تورکم» به اول خیابان عطایی رسیده اند. مأمورین از ورود جمعیت به خیابان عطایی که شلوغ شده است٬ جلوگیری می کنند. مردم در مقابل ستاد به شعار دادن ادامه می دهند.

ساعت ۶:۴۵ بعد از ظهر: «آذربایجان اویاقدی وارلیقینا دایاقدی» شعاری است که مدام تکرار می شود. جمعیت حاضر تا حدود هزار نفر بیشتر شده است. عکس خاتمی را که بر روی شیشه های ستاد است پاره می کنند. کرکره ستاد پایین کشیده می شود. با افزایش جمعیت خیایان مدنی بند آمده است و عده ای از اطراف با دوربین از جمعیت شعار دهنده فیلمبرداری می کنند. هر لحظه بر تعداد جمعیت افزوده می شود. خیابان مدنی به طور کامل بند آمده است و مأموران نیروی انتظامی با دخالت مردم را به پیاده رو راهنمایی می کنند. مسئولین ستاد نیز از بالای ساختمان نظاره گر مردم معترض هستند.

ساعت ۷:۰۰ بعد از ظهر: جمعیت دوباره سعی می کند به طرف خیابان عطایی حرکت کند ولی ماموران نیروی انتظامی این بار با باتوم مانع می شوند. چند تن از فعال که مراقب هستند تشنج ایجاد نشود٬ دوباره مردم را به طرف ستاد هدایت می کنند. دختران ستاد میرحسین با دانشجوهای دختر معترض درگیر می شوند و نیروی انتظامی دخالت می کند. جمعیت برای خنثی کردن قصد اعضای ستاد برای ایجاد درگیری به دادن شعارهای مدنی مانند «منیم دیلیم اؤلن دئییل - باشقا دیله دؤنن دئییل» ادامه می دهند.

ساعت ۷:۱۵ بعد از ظهر: با افزایش جمعیت نیروهای یگان ویژه و موتورسوران به طور ناگهانی به سوی مردم هجوم آورده و با وحشیت تمام آنها را مورد ضرب و شتم قرار می دهند. شعار «بیز اؤلمه یه حاضیریق - بابکین سربازییق از میان جمعیت شنیده می شود. دو نفر از جوانان اورمیه ای توسط مأمورین دستگیر شده و به داخل اتوموبیل ون انتقال می یابند. دونفر از موتورسواران یک جوان حدودا ۲۰ ساله را میان موتور خود گرفتار کرده اند و به دنبال خود می کشانند٬ طوری که کمر او روی زمین کشیده می شود. مردم را متفرق کرده اند ولی نیروهای یگان ویژه در داخل کوچه ها در تعقیب آنها هستند. نیروهای موتور سوار نیز در اطراف ستاد٬ خیابان مدنی و خیابان عطایی با مانورهای خود به ایجاد جو رعب و وحشت اقدام می کنند. تعداد دستگیر و زخمی شدگان مشخص نیست ...
گزارشات تکمیلی به همراه فیلم و عکس از طرف گروه خبری اورمونیوز منتشر خواهد شد.

Pazar, Mayıs 24, 2009

ÇAĞRİ: XORDADİN 4ÜNDE MUSƏVİNİN TƏBRİZDƏ Kİ MİTİNGİNƏ SALDİRACAĞİQ XANE-YE KARGER ADLİ ÖRGÜT İŞÇİLERİN TEMSİLCİSİ YOX MUSƏVİNİN BİR ANTİ İŞÇİ ARACİDİR


ÇAĞRİ: XORDADİN 4ÜNDE MUSƏVİNİN TƏBRİZDƏ Kİ MİTİNGİNƏ SALDİRACAĞİQ XANE-YE KARGER ADLİ ÖRGÜT İŞÇİLERİN TEMSİLCİSİ YOX MUSƏVİNİN BİR ANTİ İŞÇİ ARACİDİR



BUNUNLA BÜTÜN SOL-DEMOKRAT VƏ MİLLİ FAALLARİ 1388.03.04 TARİXİNDƏ SAAT AXŞAM 6 DA TƏBRİZİN BAĞ-E ŞÜMAL İSTADİYOMUN ÖNÜNE BİR BÜYÜK ANTİ FAŞİSİT VƏ ANTİ İŞÇİ GÖSTƏRİYƏ DAVƏT EDİRİK.XANE-YE KARGƏR ADLİ REJİMİN QONDARMA İŞÇİ ÖRGÜTÜ MUSƏVİDƏN HİMAYE EDERKƏN İSTƏYİR İŞÇİLƏRDƏN ONA OY TOPLASİN BUNA İCAZƏ VERMƏYƏCƏYİK.XATƏMİ VƏ ONA TAY NEÇƏ MOLLANİN AZƏRBAYCAN XALQİNA İHANƏT ETMƏYİNİ CAVABSİZ QOYMAYACAĞİQ.

MUSƏVİ TƏBRİZDƏN UNUDULMAZ DƏRS ALMALİDİR.

GÖRÜŞÜMÜZ TƏBRİZDƏ BAĞŞÜMAL İSTADİYOMUN ÖNÜNDƏ 88.03.04 SAAT AXŞAM 6 DA

XANE-YE KARGƏR SATQİNLARİNİN BURNUNU ORADA OYACAĞİQ XALQ GÖRƏCƏKDİR İŞÇİLƏRİN İSYANİNİ.YAŞASİN SOSYALİSM
به مزدوران موسوی و خانه ی کارگر جمهوری اسلامی درسی فراموش ناشدنی خواهیم داد وعده ی ما تبریز-استادیوم باغشمال- ساعت 6 عصر تاریخ 88.03.04 زنده باد سوسیالیسم.
AZƏRBAYCAN KOMÜNİSTLİK BİLDİRİLƏRİ (AZKOB)

Cuma, Mayıs 22, 2009

TƏBRİZDƏ 20 MAY YİLDÖNÜMÜNDƏN DOLAYİ GÖSTƏRİLƏR VƏ TUTUQLAMALAR

تظاهرات در تبریز و بازداشت و ضرب و شتم صدها نفر

جمعه ۱ خرداد ۱٣٨٨ - ۲۲ می ۲۰۰۹

آداپ : تظاهرات مردم تبریز که صبح روز جمعه ۱ خرداد ۸۸ در سومین سالگرد تظاهرات مردم آذربایجان بر علیه کاریکاتور چاپ شده در روزنامه دولتی ایران برگزار شد با دخالت و حمله نیروهای ضد شورش و با پرتاب گاز اشک آور به سوی تظاهرات کنندگان به خشونت کشیده شد.

بر اساس اخبار رسیده به انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران (آداپ)درجریان این تظاهرات تعداد زیادی از تظاهر کنندگان بازداشت و مجروح و به مکان نامعلومی منتقل شده اند که از این میان می توان به بازداشت علیرضا فرشی (استاد دانشگاه)، علی اسلامی، اصغر چمنی، بایرام خالق زاده، سجاد قاراباغلی، وحید آقاجانی و همسرش سحر فتحی به همراه هاله فتحی اشاره کرد.همچنین فردین مرادپور، وحید علیزاده، اکبر محمدی و قادر همتی در جریان حمله نیروهای ضد شورش به شدت مجروح شده و از سرنوشت آنها اطلاعی در دست نیست.

به گفته شاهدان عینی صبح امروز جمعه ۱ خرداد ۸۸ راهپیمایی خانوادگی که از سوی اداره کل تربیت بدنی استان آذربایجانشرقی در مسیر راهنمایی تا پارک ائل گولی برگزار شده بود به تظاهرات مردمی با شعارهای هویت طلبانه بدل شد و مردم با دادن شعارهای "تورک دیلینده مدرسه اولمالیدیر هر کسه" و " یاشاسین آذربایجان" خواستار حقوق زبانی خود شدند.

بدنبال سر دادن شعار های ملی از سوی این راهپیمایان و تبدیل این راهپیمایی به تظاهرات عظیم مردمی، نیروهای ضد شورش با حمله به مردم و ضرب و شتم آنها با پرتاب گاز اشک آور سعی در متفرق کردن مردم داشته اند.

اخبار تکمیلی متعاقبا ارسال می گردد.

Perşembe, Mayıs 21, 2009

BILDIRI (19)

BILDIRI (19)
27 JUN IRANDA TUTUQLANAN 1 MAY ISCILERINDEN HIMAYE ETMEK ICIN DUNYANIN 4 QLOBAL ISCI ORGURU DUNYADA IRAN SEFIRLEKLERININ ONUNDE BUYUK GOSTERILER YAPAC BUNUNLA OZ NOBEMIZDE BU GOSTERILERDEN HIMAYE EDIB BUTUN EMEKCILERI IRAN ADLI ULKEDE EZILEN ISCI SINIFINIDEN HIMAYE ETMEYE CAGIRIRIK
AZERBAYCAN KOMUNISTLIK BILDIRILERI OLARAQ XALQIMIZDAN BU XEBERIN YAYIMLAMAGINI VE ITIRAZ AKSIYALARININ GECIRILMESINI DUSUNMELERINI (HER TUR VE HER FURSETDE) RICA EDIB QONDARMA SECIMLERI TAHRIM EDIB DUTAQDA OLAN 1 MAY TORENININ VE BUTUN MAHBUSLARININ AZADLIQINI XALQIMIZNAN BIRLIKDE FAZLA GONDEME GETIRIRIK,HER FURSATDE REJIME SALDIRMALI VE MILLI TEBEQATI 1 XURDAD IL DONUMU SECIMLERIN TEHRIMI VE ISCILERIN HUQUQLARINDAN MUDAFIYE ICIN SESIMIZI YUKSELTMELIYIK.

AZERBAYCAN KOMUNISTLIK BILDIRILERI (AZKOB)

27 JUN IRANDA TUTUQLANAN 1 MAY ISCILERINDEN HIMAYE ETMEK ICIN DUNYANIN 4 QLOBAL ISCI ORGURU DUNYADA IRAN SEFIRLEKLERININ ONUNDE BUYUK GOSTERILER YAPAC

27 JUN IRANDA TUTUQLANAN 1 MAY ISCILERINDEN HIMAYE ETMEK ICIN DUNYANIN 4 QLOBAL ISCI ORGURU DUNYADA IRAN SEFIRLEKLERININ ONUNDE BUYUK GOSTERILER YAPAC BUNUNLA OZ NOBEMIZDE BU GOSTERILERDEN HIMAYE EDIB BUTUN EMEKCILERI IRAN ADLI ULKEDE EZILEN ISCI SINIFINIDEN HIMAYE ETMEYE CAGIRIRIK (azkob)

از اعتراضات جهانی جهت احقاق حقوق اتحادیه ای برای کارگران ایران حمایت می کنیم!
چهار فدراسیون جهانی: فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری (آی.تی.یو.سی)، سازمان آموزش جهانی (ایی.آی)، فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل (آی.تی.اف) و اتحادیه بین المللی صنایع مواد غذایی، کشاورزی و خدمات (آی.یو.اف)؛ با بیش از ١٧٠ میلیون کارگر را در سرتاسر جهان، در فراخوان مشترکی روز جمعه ٢٦ ژوئن برابر با ٥ تیر ماه را روز اقدام جهانی- با خواست اجرای عدالت برای کارگران ایران اعلام کرده اند. در این روز، در اعتراض به نادیده گرفتن پایه ای ترین حقوق اتحادیه ای کارگران و دستگیریهای مستمر در ایران، تظاهرات هائی در مقابل سفارتخانه ها و دفاتر نمایندگی دولت ایران برگزار خواهد گردید.
«شبکه همبستگی کارگری» از این اقدام سراسری حمایت کرده و با مطالبات خود مبنی بر دفاع از مبارزات به حق کارگران ایران، آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و به ویژه کارگران دستگیر شده در اول ماه مه، و ایجاد تشکل مستقل کارگری زیر پرچم «کارگران ایران تنها نیستند» در این تظاهرات های سراسری شرکت خواهد کرد.
«شبکه همبستگی کارگری» از تمامی نهادهای مدافع کارگران ایران در خارج درخواست می کند که در هر نقطه جهان که مستقر هستند، در این تظاهرات ها شرکت کرده و صدای به حق کارگران ایران را به گوش جهانیان برسانند.
شبکه همبستگی کارگری
20 مه 2009 - 30 اردیبهشت 1388

1 MAY ISCILERININ AZADLIQINDAN DOLAYI CAGRI

فراخوان به کمپین برای آزادی دستگیر شدگان روز جهانی کارگر



کارگران، تشکل ها و نهادهای کارگری ایران و جهان!
در روز جهانی کارگر هنگامی که کارگران و خانواده های آنان که بنابر فراخوان کمیته برگزاری مراسم اول ماه مه(مشتمل بر تشکل های مستقل کارگری ایران) که برای اعلام مطالبات خود و گرامی داشت این روز درپارک لاله تهران گرد هم آمده اند، به همراه تعداد دیگری از مردم حاضر درپارک مورد یورش نیروهای امنیتی-پلیسی و ماموران لباس شخصی قرار گرفتند.این نیروها با انواع ابزار و روش های سرکوب، تعداد زیادی را شدیدا مجروح و بیش از صد و پنجاه نفر را در حالی که مورد ضرب و شتم واقع شده بودند، دستگیر و روانه زندان کردند.از این تعداد هنوز حدود یکصد تن درزندان به سر می برند. این افراد هیچ جرمی مرتکب نشده بودند که این چنین غیر انسانی سرکوب و به بند کشیده شده اند. آنها فقط به خاطر این که همزمان با میلیاردها کارگر دیگر در سراسر دنیا و به دلیل طرح مطالبات میلیون ها انسان در ایران که هر روزه تحقیر می شوند، به دلیل برپاکردن تشکل های مستقل سرکوب می شوند وماه های متمادی حقوقی دریافت نمی کنند، تنها به دلیل این که صدای اعتراض برآورده اند، امروز در بدترین شرایط در زندان هستند. هر روز خانواده هایشان که برای آزادی آن ها در مقابل دادگاه ها و مراجع دیگرقضایی مراجعه می کنند اما با برخوردهای نامناسب و پاسخ های ضد و نقیض مواجه می شوند. ما میلیون ها کارگر و زحمتکش و مساوات طلب نسبت به عزیزان دربند و خانواده هایشان مسئول هستیم و نباید آن ها را تنها بگذاریم. باید فورا متحدانه دست به کار مبارزه ای وسیع تا آزادی همه دستگیر شدگان شویم.
ما ضمن اعلام این کمپین از تمامی تشکل ها و نهادهای کارگری و حقوق بشر داخلی و بین المللی می خواهیم که با تمامی توان خود و به فراخور امکانات خود و از هر طریق ممکن، ضمن محکوم کردن دستگیری این عزیزان و درخواست برای آزادی بی قید و شرط آنان به حمایت های گوناگون و متناسب با توان خود از این عزیزان و خانواده های آنان و اصرار بر مطالبات اعلام شده در قطعنامه اول ماه مه این کارگران بپردازند.
زنده باد همبستگی طبقاتی کارگران جهان
اعلام حمایت ها، بیانیه ها و گزارش اقدامات انجام شده خود را به این نشانی بفرستید: campain1may@gmail.com
نوزده اردیبهشت 88
کمیته ی برگزاری مراسم روز جهانی کارگر
سندیکای كارگران شرکت واحد اتوبوسراني تهران و حومه
سندیکای كارگران نیشکر هفت تپه
اتحادیه آزاد کارگران ایران
هیئت بازگشایی سندیکای کارگران نقاش و تزئینات ساختمان
شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری شامل:
- کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل های آزاد کارگری
- کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
- جمعی از فعالین کارگری
- شورای زنان
کانون مدافعان حقوق کارگر
و با حمایت :
انجمن برق و فلز کرمانشاه- انجمن دفاع از کارگران اخراجی سقز – کمیته دفاع از کارگران هفت تپه - کارگران کارخانه پرریس سنندج- کارخانه بافندگی شین بافت سنندج –- کارگران کارخانجات شاهو- - نساجی کردستان- غرب بافت-آجر شیل -شیرپاک آرا- گونی بافی سما- آرد فجر- نیرو رخش- کارگران بخش خدماتی بیمارستان توحید سنندج -جمعی از بازنشستگان شهرستان سنندج -کارگران شرکت فرش غرب کرمانشاه- کارخانه لاستیک دنا – جمعی از کارگران سیمان قائن – جمعی از کارگران عسلویه---- جمعی از کارگران لوله سازی اهواز – کارگران نساجی خامنه - جمعی از کارگران لاستیک البرز -کارگران کارخانجات چرخ خیاطی ایران (کاچیران) – جمعی از کارگران پالایشگاه تبریز - جمعی از کارگران پتروشیمی تبریز - جمعی از کارگران ماشین سازی تبریز - جمعی از کارگران تراکتور سازی تبریز- جمعی از کارگران شهرک صنعتی شهید سلیمی تبریز - جمعی از کارگران کارخانه سیمان صوفیان - جمعی از کارگران شهرستان فیروز کوه - جمعی از کارگران کارخانه چینی سمنان - جمعی از کارگران شهرستان مریوان - جمعی از کارگران ایران خودرو - جمعی از کارگران کارخانه صنایع فلزی شماره 2- جمعی از کارگران وفعالین شهر کامیاران - جمعی از کارگران و فعالین شهر مشهد - جمعی از کارگران کارخانه ذوب آهن اردبیل – کارگران شرکت کارگلاس تهران – کارگران یراق آلات قم – جمعی از خبرنگاران بخش اجتماعی نشریه محلی کرج – کانون فرهنگی و پژوهشی بامداد – انجمن حمایت از حقوق شهروندی –دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های ایران-کمیته همبستگی با کارگران ایران – هامبورگ –کانون همبستگی با کارگران ایران – گوتنبرگ – اتحادیه کارمندان کانادا - کانون دانشجویان ایرانی در هلند - سایت خبری لجور – سایت خبری آوای زن – وبلاگ حمایت از کارگران شرکت تامین ترابر سبز صبا – جمعی از فعالین کارگری (جافک) سایت خبری صدای مردم- سایت خبری هشدار- سایت خبری روند نو –کمیته برای آزادی دستگیرشدگان 1 مه د ر ایران – استکهلم -
اسامی اشخاص حمایت کننده
نصرت تیمورزاده- مجید ارژنگ – بهرام رحمانی – مرجان افتخاری- شهلا بعاردوست – مهدی اللهیاری- ویکتوریا جمشیدی – شاهین شهری –اردشیر زارعی قنواتی – امیر معصومی – رضا راضی – پرویز قلیچ خانی- ژاله وفا – بریژت باگال آسوماس (بلژیک) بزرگمهر – جان پاسنت ( استرالیا) مهران کوشا – نیکی ایرانی- ناصر احمدی (نروژ) مزدک طوسی نژاد – بهناز مهرانی – دورل بنز (عفو بین الملل) آندره پسمن ( استاد تاریخ اجتماعی از بلژیک) مارلین و باب چارت – سیما سحابی (پوینده)سعید دهقانی – گرگ کینگ – بروس آلن – مارگرت ماریوت (از گروه دادلی بیمارستان های انگلستان ) بهروز فراهانی – سامانتا بیمیونگ – آلکس فالکونر – کونور بریان اسکوت – آمادور نویدی – رزماری ا کلارک – جنی گدز – رضا آزموده – گاوین دی (انگلستان) – پیتر مورفی (استرالیا)-
ا
ادامه دارد

mUSEVININ TEREFDARLARI MILLI FEALLARA SALDIRDILAR XATEMI TURKLER IHANET EDIB




ساوالان سسی : جلسه پرسش و پاسخ مجید انصاری که توسط ستاد تبلیغاتی میرحسین موسوی روز گذشته ۳۰ اردیبهشت ۸۸ در تبریز برگزار شد به صحنه ضرب و شتم فعالان و دانشجویان منتقد آذربایجانی مبدل گشت.

به گفته یکی از شاهدان عینی زمانی که جمعی از فعالین آذربایجانی به صورت مسالمت آمیز اعتراض خود را نسبت به توهین سید محمد خاتمی و اصلاح طلبان به ترکها و گفتن جکهای نژادپرستانه از سوی آنها اعلام می کردند با هجوم اعضای ستاد تبلیغاتی میرحسین موسوی در تبریز روبرو شده و مورد ضرب و شتم و توهینهای رکیک آنها قرار گرفتند.

فعالین آذربایجانی با در دست داشتن پلاکاردهایی با شعارهای تحت عنوان"هارای هارای من تورکم" و "خاتمی باید عذر بخواهد" اعتراض خود به فیلم توهین آمیز تازه انتشار یافته از سید محمد خاتمی در خصوص ترکها را بیان داشته و خواهان عذر خواهی رسمی خاتمی و اصلاح طلبان از آذربایجانیها شدند.

در این موقع اعضای ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی که مچ بندهای سبز رنگی در دست داشتند با حمله به فعالین آذربایجانی و پاره کردن پلاکاردهای آنها، ۱۰ تن از فعالین آذربایجانی از جمله هادی حمیدی شفیق دانشجوی سابق دانشگاه آزاد ارومیه و زندانی سیاسی سابق را را مجروح و مضروب کردند.

پس از این واقعه فعالین مدنی آذربایجان با دادن شعارهایی اعتراض خود به سخنرانی مجید انصاری که یکی از افراد حاضر درفیلم منتشره از اصلاح طلبان بود را بیان کردند که این اعتراضات باعث لغو سخنرانی وی گردید و سخنران بعدی عبدالعلی زاده نیز مجبور شد سخنرانی خود را به ترکی ایراد نماید.

فعالین آذربایجانی با دادن شعارهای "یاشاسین آذربایجان"،"مرگ بر فاشیست"،"آذربایجان وار اولسون – ایسته‌مه‌ین کور اولسون" اعتراض خود را به اعمال خشونت آمیز اعضای ستاد تبلیغاتی میرحسین موسوی و گفتن جوکهای نژادپرستانه و توهین آمیز از سوی اصلاح طلبان و در راس آنها سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران بیان کردند.

گفتنی است که انتشار فيلمي از برخي مقامات اصلاح طلب موجي از نارضايتي را در ميان آذربايجانيها پديد آورده است. در اين فيلم سيد محمد خاتمي، مجيد انصاري، اسحاق جهانگيري و برخي ديگر از بزرگان دوم خرداد در مهماني محفلي خود به بيان جوك و مطالب طنزآميز نسبت به ترکهای آذربایجان مي پردازند و در قطعاتي از اين فيلم كه بر روي اينترنت قرار داده شده است رئيس جمهور سابق ایران با بازگويي خاطره اي از ترکها حاضران را به خنده انداخته و با لهجه و بياني نامناسب جوك تركي تعريف مي كند

XATEMI TURKLERE QANMAZDILAR DEDI ....


آقای گفتگوی تمدنها» آذربایجانیها را نفهم معرفی می کند
علیرضا جوانبخت

"امروز یک ویدئوی کوتاه را تماشا کردم٬ ویدئوی مهمانی چند آخوند و عده ای کت و شلوار پوش که در جامعه ی سیاسی ایران اصلاح طلب می نامندشان. در این مهمانی محمد خاتمی ـ مشهورترین اصلاح طلب ایرانی و رئیس جمهور سابق ایران ـ با تعریف کردن یک جوک آذربایجانیها را احمق و نفهم معرفی می کند و آخوند دیگری با یک جوک هم تورکها و هم رشتیها را تحقیر می کند (یک تیر و دو نشان).

بعد از تماشای این صحنه شوکه نشدم؛ چون سالها پیش وقتی که آقای خاتمی زبان فارسی را به عنوان میراث مشترک ایرانیان خوانده بود٬ خصوصیات یک فارسگرا را در او دیده بودیم. با اینحال کنجکاو شدم که حامیان او چگونه از این جوک تحقیر آمیز او دفاع خواهند کرد و این بار واقعا شوکه شدم. در سایت بالاترین و یوتیوب کامنتهای دهها ایرانی را دیدم که این ویدئو را «با حال» نامیده و خاتمی را هم به خاطر تعریف این جوک نژادپرستانه مردی «دوست داشتنی» خوانده بودند

به راستی چه خواهیم کرد؟ روشنفکر ایرانی چه موقع مسئولانه خواهد اندیشید؟ آیا اشخاصی با گرایشهای نژادپرستانه تا ابد خواهند توانست خود را به عنوان بانی گفتگوی تمدنها جا بزنند؟

خردادماه ۱۳۸۵ به خاطر کاریکاتوری در روزنامه دولتی ایران که تورکهای آذربایجان را به سوسک تشبیه کرده بود و در پی تظاهرات گسترده آذربایجانیها حداقل چهار نفر در نقده٬ دو نفر در ارومیه٬ یک نفر در مشکین شهر و عده ای نامعلوم در تبریز با شلیک گلوله های ماموران و یا ضربه باتوم جان خود را ازدست دادند و عده ای دیگر زخمی و یا کور گردیدند. آیا لازم است که توحیدها٬ حسینها٬ همتها٬ عسگرها٬رضاها٬ بهزادها٬ فرهادها٬ جلیلها٬ عیوضها و فرزادهای دیگری کشته شوند تا این مسائل جدی گرفته شود؟ آیا وحید داورپناههای دیگری باید هر دو چشم خود را از دست بدهند؟ فکر می کنید چند کور و علیل و کشته دیگر لازم است تا روشنفکر ایرانی مجاب شود که آذربایجانیها از این تحقیرها بیزارند؟

فکر می کنید این قصه تکراری تا ابد ادامه خواهد یافت؟ که؛

جوان آذربایجانی حق خواندن و نوشتن به زبان مادری را طلب کند و روشنفکر اصلاح طلب همصدا با قاضی دادگاه انقلاب و حتی قبل از او پان تورکیستش بنامد و بعد همان روشنفکر اصلاح طلب وقتی نتواند مطلبی را به دوستش ـ که فرقی نمی کند فارس باشد یا تورک ـ تفهیم کند به او بگوید؛ «حقا که تُرکی!» و دوستان اصلاح طلبش این جمله ی او را بشنوند و انگار نه انگار که یکی از نژادپرستانه ترین جملاتی را که ممکن است در قرن ۲۱ ام به زبان آورده شود٬ شنیده اند٬ و همگی باهم به دوست آذربایجانیشان که می خواهد اعتراض کند٬ با خنده بگویند؛ «بابا تو که متعصب نبودی ٬ بذار یه کم بخندیم» و یکیشان یک «جوک تورکی» بگوید و دوست آذربایجانیشان که نمی خواهد دوستان اصلاح طلب فارسش را از دست بدهد٬ سکوت کند و حتی این سکوت در بهترین حالت باشد و گرنه او هم مجبور شود٬ به خاطر اینکه متعصب نامیده نشود همراه آنها بخندد و این نیز بدترین حالت نباشد و تورک آذربایجانی برای باکلاس نشان دادن خود٬ خود نیز٬ جوکی بگوید و بعد روشنفکر اصلاح طلب در جواب آذربایجانیهای مصممتر بگوید که؛ «من خودم این جوک را از یک تُرک شنیدم» و معترض مصمم هم یقه روشنفکر اصلاح طلب را رها کند و شخص تورکی را که به آذربایجانیها جوک گفته خائن بنامد و روشنفکر اصلاح طلب٬ که توپ را از زمین خود دور کرده٬ با خیال راحت برود و جوکهای جدیدتری پیدا کند ویا بسازد و وقتی هم جوک نمی گوید٬ کلمه «تورک» را بر زبان نراند و «آذری» بگوید و در تمام این مسائل روشنفکر اصلاح طلب گوی سبقت را از بقیه جناحها که انحصار طلب می نامدشان برباید و در باطن فرقی باهم نداشته باشند و ...

Pazar, Mayıs 03, 2009

REJİM XAVƏRAN MƏZARLİĞİNİ SÖKÜB APARİR!

Doğru xəbərlərə görə cuma 1 may 2009 tarixində (işçi günündə)rejim luder və bolduzerlərile xavəran məzarliqinin bir hissəsini 1367 de idam olanlarin cəsədlərilə qarişiq söküb və machul bir məkana daşimişdir.

bütüh demokrat güclərdən reimin bu cinayətinin ifşa etməsini rica edirik.

rejim 1 may günündə DELARA DARABİnidə edam etməklə tehran və neçə şəhərdə işçilərin 1 may gösterilərini dağidarkən və üzlərcə işçini tutuqlayarkən qorxu atmosferini gücləndirməyə çalişib,və bu tatil və işçi günündən nihayət tərs istifadəni edib xavəran məzarliqinin torpaq və cəsədlərini daşiyibdir.

xavəran məzarliqinda 1367 günəş yilinda idam olan minlərcə devrimci qəhremanlarimiz yatibla.r

rejim hər hangi oyunla bu tarixsəl cinayətini təmizləye bileməz.

AZƏRBAYCABN KOMÜNİSTLİK BİLDİRİLƏRİ (AZKOB)

Cumartesi, Mayıs 02, 2009

IRAN ISLAM HAKIMIYƏTİNİN BASQİLARİNİ MAHKÜM EDİRİK

1 MAY İŞÇİ GÜNÜNDE KİRMANŞAH ƏRAK SƏNƏNDƏJ VƏ tEHRAN ŞƏHƏRLERİNDƏ İŞÇİ HƏRƏKETLƏRİ BAŞ VERİB NEÇƏ İŞÇİDƏ TUTUĞLANMİŞDİR.
TUTUĞLANANLARİN DƏR HAL AZAD OLMAĞİNİ TALƏB EDİB REJİMİN BU VƏHŞİYƏTLƏRİNİ MAHKÜM EDİRİK.

AZƏRBAYCAN KOMÜNİSTLİK BİLDİRİLƏRİ (AZKOB)

بیش از 2000 نفر در اول ماه مه ی تهران شرکت کردند دستگیرشدگان آزاد باید گردند!



بیش از 2000 نفر در اول ماه مه ی تهران شرکت کردند

دستگیرشدگان آزاد باید گردند!

حدود ساعت پنج و نیم عصر روز جمعه (۱۱ اردیبهشت) به وقت تهران، ماموران انتظامی و امنیتی لباس شخصی پس از محاصره‌ی پنهانی پارک اقدام به حمله به کسانی کردند که در پارک لاله جمع شده بودند. در آن میان برخی از مردمی هم که بی‌خبر از برگزاری این مراسم بوده، به قصد تفریح به پارک آمده بودند، با ضرب و شتم همراه با دیگران از پارک به بیرون رانده شدند.

اطراف پارک، تماماً در محاصرۀ ماشین های "گشت ارشاد" و "نیروی انتظامی" قرار داشت؛ تعداد فعّالان کارگری به علت محاصره پارک از ساعت 2 بعدازظهر توسط صدها اتومبیل و وانت های لباس شخصی و نیروهای انتظامی، به صورت پراکنده در حول و حوش میدان آب نما دیده می شدند؛ حضور نیروهای امنیتی و لباس شخصی ها کاملاً محسوس بود به طوری که تقریباً ساعت 17، 6 نفر از دانشجویان علامه را - که در ضلع شمالی میدان آب نما و روی نیمکتی نشسته بودند- یک جا دستگیر کردند و به سمت ماشین های گشت ارشاد مستقر در ضلع شمال شرقی میدان بردند. در این مدّت، تعداد دیگری نیز در گوشه و کنار بازداشت شدند.. تا ساعت 17:30، دستگیری ها به وسیلۀ افراد لباس شخصی، هم چنان ادامه داشت. ساعت 18، کاو مظفّری (که قصد خروج از ضلع شمالی پارک را داشت) و حمید ملک زاده (دانشجوی فوق لیسانس علوم سیاسی دانشگاه تهران) دستگیر شدند (گزارش فعالان شبکه همبستگی کارگری در تهران).

رضا شهابی، عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران، در مصاحبه با دویچه وله، از استقبال حدود ۲۰۰۰ نفر از مراسم روز جهانی کارگر در تهران و حمله‌ی تعداد بیشماری از ماموران امنیتی و انتظامی به این جمع و استفاده از گاز اشک‌آور و باتوم و دستگیری حدود ۵۰ نفر سخن گفت که در میانشان چهار تن از چهره‌های شناخته شده‌ی فعال کارگری هم هستند. این چهار تن عبارتند از جعفر عظیم‌زاده، مریم محسنی، شاپور احسانی و بهروز خباز(گزارش دوچه وله).

«شبکه همبستگی کارگری» ضمن محکوم کردن تهاجم وحشیانه لباس شخصی های و مزدوران دولت سرمایه داری به کارگران شریف ایران که قصد برگزاری مراسم خود را داشتند، آزادی فوری و بدون قید تمام دستگیر شدگان را خواهان است.

«شبکه همبستگی کارگری» در سطح جهانی به افشای و اعتراض این حرکت های وحشیانه عوامل سرمایه داری ایران دامن زده و تا آزادی تمام زندانیان سیاسی به فعالیت و بسیج اذهان عمومی بین المللی ادامه خواهد داد.

محکوم باد تهاجم سرمایه داری علیه مراسم اول ماه مه!

کلیه بازداشت شدگان فوراً باید آزاد گردند!

تداوم باد اتحاد عمل نهادهای کارگری ایران!

زنده باد همبستگی بین المللی کارگری!

شبکه همبستگی کارگری

Perşembe, Nisan 30, 2009

قطعنامه پیشنهادی اول مه 2009 شبکه همبستگی کارگری – ایران

قطعنامه پیشنهادی اول مه 2009

شبکه همبستگی کارگری – ایران

اول ماه مه، روز جهانی کارگر، روز اتحاد و همبستگی طبقاتی است. در این روز، کارگران علیه مناسبات استثمارگرانه سرمایه داری دست به اعتراض می زنند. کارگران برای ایجاد جهانی فارغ از فقر، بیکاری، تن فروشی، اعتیاد، تبعیض، ناامنی شغلی، تجارت انسان و نبود آزادی بیان مبارزه می کنند.

ما کارگران ایران در این روز، دستمزد های زیر خط فقر، قراردادهای موقت، نابرابری های معیشتی در نظام سرمایه‌داری و نیز تبعیض های جنسی و قومی و ارعاب و دستگیری فعالین کارگری، دانشجویان، معلمان، زنان و غیره را محکوم می کنیم.


ما کارگران ایران٬ در اين راستا و علیه مناسبات نابرابرسرمایه داری حاکم٬ رئوس مطالبات فوری خود را به شرح زیر اعلام می داریم:

1- تمام فعالین جنبش های اجتماعی و کسانی که برای اعتراض به نابرابری و تبعیض در زندان هستند، فوراً و بدون قید و شرط آزاد و کلیه احکام صادره لغو گردد.

2- آزادی بیان، ایجاد تشکل های مستقل کارگری، اعتراض، اعتصاب و تجمع حق اولیه کارگران است و باید به رسمیت شناخته شوند.

3- حداقل دستمزد فرمایشی دولت سرمایه داری؛ تحمیل فقر مطلق بر ما کارگران و خانواده هایمان است. در صورتی که محداقل درآمد مورد نیاز یک خانوار بیش از 800 هزار تومان در ماه است. بنابراین دستمزدها باید فوراً افزایش یابد و حداقل دستمزدها مناسب با سطح تورم و جوابگوی نیازهای معیشتی کارگران باشد. تنها مرجع صلاحیت دار برای تعیین حداقل دستمزدها نمایندگان واقعی کارگرانند.

4- لغو اسرار معاملاتی و استقرار کنترل کارگری. در مقابل استدلال های مدیران که گویا "کارخانه ها سودآور نيست و در آنها بايد بسته شود و کارگران بازنشسته شوند"، پاسخ ما کارگران این است که "اگر اوضاع وخیم است بگذارید حساب دخل و خرج را ببینیم! دفترها را باز کنید!" ما کارگران خواهان اعمال کنترل کارگری در کارخانه ها، هستیم.

5- داشتن شغل در جامعه حق هر انسانی است٬ اخراج و بیکار سازی کارگران به هر بهانه ای جرم محسوب شده و تمام اخراجی ها و بیکاران باید فورا به سر کار برگردند.

6- جنبشهای اعتراضی - اجتماعی موجود بخشی از مبارزات طبقاتی کارگران هستند. ما پشتیبانی خود را از تمامی جنبش های دانشجویی٬ معلمان و زنان اعلام و دستگیری و محاکمه فعالین آنها را به شدت محکوم می نماییم. ما خواهان آزادی فوری و بدون قید شرط تمامی دانشجویان در بند هستیم.

8- بهداشت و آموزش برای همگان رایگان باید باشد و بیمه بیکاری مکفی و بیمه تامین اجتماعی برای تمامی افراد آماده به کار و زنان خانه دار پرداخت باید گردد.

9- کار کودکان پدیده ای غیر انسانی و از تبعات نظام سرمایه است و باید ممنوع اعلام شود. کودکان باید از محیطی امن و سرشار از نشاط و شادی و امنیت و امکانات آموزشی - رفاهی و بهداشتی برخوردار باشند.

10- تبعیض جنسی محکوم است و هر گونه جداسازی جنسی و کلیه قوانین تبعیض آمیز باید لغو گردد و برابری حقوق انسانی زن و مرد در تمامی عرصه ها در جامعه باید به رسمیت شناخته شود.

11- هر گونه اعدام، سنگسار و شلاق زدن به هر بهانه ای محکوم است چون ریشه تمام جرایم و ناهنجاریها در مناسبات سرمایه داری است.

12- قراردادهای موقت کار٬ تعرض به پایه ای ترین حقوق کارگران است. انعقاد قرارداد موقت از جانب کارفرمایان و دولت باید ممنوع اعلام شود و کلیه قراردادهای موقت باید به استخدام رسمی تبدیل شوند.

13- اول ما مه باید به عنوان تعطیل رسمی شناخته شده و در تقویم رسمی کشور قید گردد و هر گونه ممنوعیت و محدودیت برگزاری مراسمهای اول مه برچیده شود.

14- ما بخشی از طبقه جهانی کارگر هستیم و اخراج کارگران مهاجر را به بهانه نژاد٬ قومیت٬ مذهب٬ جنسیت و مرز جغرافیایی متفاوت محکوم می کنیم.

15- ما از مبارزات تمام کارگران جهان علیه نظام سرمایه داری حمایت می کنیم. ما از کارگران سایر کشورها که در حمایت از ما، با راه اندازی تظاهرات علیه سرمایه داری ایران اعتراض کردند، قدردانی می کنیم. مبارزه ما کارگران ایران بخشی از مبارزات کل کارگران جهان علیه سرمایه داری است.

فعالان شبکه همبستگی کارگری در ایران

اردیبهشت 1388

Pazar, Nisan 26, 2009

BİLDİRİ (18)SİLAHLİ ÇERDEKLERİN QURULUŞUNA DOĞRU

SİLAHLİ ÇERDEKLERİN QURULUŞUNA DOĞRU:
SAYİN İŞÇİ VE EMEKÇİ YOLDAŞLARİMİZ,İSLAM HAKİMİYETİNİN DİŞARİ VE İÇERİ KRİZLERİ ARTDİQCA İŞÇİ HAREKETLERİNİN SAYİSİ VE BOYÜTÜ BÜYÜYÜNCE,İŞÇİ HAREKETLERİNDE İŞÇİLERDEN HİFAZET ETMEK İÇİN GİZLİ MÜSELLEH ÇERDEKLERE İHTİYACİMİZ VAR, MÜSELLEH ÇERDEKLERELER GÖSTERİLERDE VE HER TÜR İŞÇİ EMEKÇİ HAREKETLERİNDE OLDUĞCA İŞÇİ EMEKÇİ KİTLELERİMİZDEN MÜHAFİZET ETMELİ,OLDUĞCA ONLARİ REJİMİN İSTİHBARATİ QARŞİSİNDA QORUMALİ,VAXTİNDA İŞÇİ EMEKÇİLERİ ÇEŞİDLİ TEHLÜKELERDEN XABERDAR ETMELİDİR,BU SİLAHLİ ÇERDEKLER BÜYÜYÜB SONUNDA VE ZAMANİ GELİB YETİŞENDE REJİMLE SİLAHLİ ÇATİŞİB ONE DEVİRCEKLER,ÇİZGİMİZ BUDER.

GÜVENLİK DERSLERİ,SİLAH(PİÇAQDAN TUTUB MÜSELSELE QADAR)ELDE ETMELİ VE GİLİCE SAXLANİLMALİDİR.

GÜNÜMÜZDE REJİME QARŞİ NEÇE SİLAHLİ SALDİRİYA İHTİYAC VARDİR,REJİM ÖNÜNDE DAYANİŞMA GÖRMEDİKCE EN VAHŞİ VE FAŞİST BASQİLQRİNİ ARTİRİR,EMEKÇİLERE RUHİYE VERMEK İÇİN NEÇE DEVRİMCİ SALDİRİYA İHTİYAC DUYULUR.

AZKOB OLARAQ BUNDAN SONRA PLANLANMİŞ SİLAHLİ HAREKETLER SÖZ QUNUSUDUR.

İŞÇİ VE EMEKÇİLERİN İŞKENCE VE YARALANMALARİ ARTİQ CAVABSİZ OALMAYACAQ.

BÜTÜN ARXADAŞLARİMİZİN BU ÇİZGİDE BİZE YARDİM ETMELERİNİ RİCA EDİRİK:
HÜKÜMET SATQİNLARİNİ BİZE TANİDİN BU İŞ İÇİN BU SAYTA GEDİN VE İZAHLARİ OXUYUN:www.efshashod.blogspot.com

BIR SIRA PATLAYICI VE GÜVENLİK QONUSUNA AYİD TECRUBELERİ ÖYRENMEK İÇİN BU SAYTA GEDİN:www.tufehli.blogspot.com

İŞÇİ EMEKÇİ SİLAHLİ ÇERDEKLERİNİN QURULMASİNA DOĞRU

AZERBAYCAN KOMÜNİSTLİK BİLDİRİLERİ(AZKOB)

Çarşamba, Nisan 22, 2009

عوامل حکومت آخوندی را به ما معرفی کنیدREJIM ADAMLARINI BIZE TANIDIN!

عوامل حکومت آخوندی را به ما معرفی کنید

عوامل حکومت آخوندی را به ما معرفی کنید سباه -بسیج-ارتش-حراستهای ادارات شرکتها موسسات دولتی و غیر دولتی -تمامی نیروهای انثظامی و لباس شخصی های مزدورو آخوندها را با ذکر مشخصات تا حد امکان کامل ,نام-تلفن- استان -شهر-روستا-نشانی منزل ومحل کار - هر گونه عکس-شرح جنایات و سرکوبهای فرد- و هرگونه اطلاعات از این مزدوران را با یک ایمیل ناشناس
به ایمیل ما بفرستید
میتوانید اطلاعات خود را در قسمت نظر وبلاگ ما نیز قرار دهید کامنت را کلیک کنید
به عنوان ایمیل این ادرس را که ما ایجاد کرده ایم وارد کنید selameleyk@yahoo.com
به عنوان بسوورد میتوانید هشت کاراکتر وارد کنید متلا از عدد یک تا هشت.سبس در گزینه های سه گانه گزینه ی دوم را انتخاب کنید(یو-ار-ال) . با این کار شما نیازی به ایجاد یک ایمیل برای ارتباط با ما نخواهید داشت
لطفا میزان صحت اطلاعات خود را با سه کلمه ی دقیق-نیمه دقیق-شایعه مشخص کنید ضمنا می توانید اطلاعات خود را مستقیما به ایمیل ما بفرستید.

ایمیل ما:efshashod@gmail.com
می توانید از کافی نت ها استفاده کنید
کلیه ی نیروهای آزادی خواه را به یاری فرا می خوانیم
هدف ما شناسایی و تضعیف نیروهای سرکوبگر حکومت آخوندی است.
سایت efshashod

Pazar, Nisan 19, 2009

BİLDİRİ 17:1 MAYS IŞÇİ GÜNÜNDE PLANLARİMİZ


1 MAYS IŞÇİ GÜNÜNDE PLANLARİMİZ:

BÜTÜN GÜNEY AZERBAYCANİN ŞHEHERLERİNDE SAAT 12den 19a QADAR İŞ İDARELERİNİN ÖNÜNDE ÖZ İSTEKLERİMİZİ BAĞİRACAĞİQ.GÖSTERİLERİN MEHEL VE ZAMANİ HER ŞEHERİN DURUMUNA GÖRE BAŞQA YER VE ZAMANDA OLA BİLİR.

İŞÇİ,İŞSİZ,EMEKÇİ,HAMİMİZ BU GÖSTERİDE İŞTİRAK ETMELİYİK.

1 NEFER GELSE BİLE İŞÇİ BAYRAĞİNİ QALDİRACAĞİZ.

YAŞASİN İŞÇİ DAYANİŞMA GRUPLARİ

AZERBAYCAN KOMÜNİSTLİK BİLDİRİLERİ(AZKOB)

BİLDİRİ (16):1 MAYS HARAKATİNA DOĞRU


SAYİN EMEKDAŞLARİMİZ,İRAN İSLAM HAKİMİYETİNİN KİRİZLERİ (BOHRANLARİ)DERİNLEÇEREK,İŞÇİ VE EMEKÇİ QARDAŞLARİMİZİN GÜNÜ-GÜNDEN EKONOMİK VE TOPLUMSAL YAŞAYİŞLARİ MAHV OLARAK,HER KOMÜNİST VE DEMOKRAT GÜCÜN 1 MAYS HARAKATİ DOĞRULTUSUNDA ÇALİŞMAĞİ EN ÖNEMLİ GÖREVLERDENDİRÇBU YÖNDE İRAN ADLİ ÜLKEDE VE XUSUS AZERBAYCADA BU FEALİYETLERİ GÖSTERMELİYİZ:

1-BU GÜNÜN İŞÇİ GÜNÜ OLDÜGÜNÜ İŞÇİLER VE EMEKÇİLERİMİZE XATİRLATMAQ(MESELA FABRİKALAR VE ŞİRKETLERE ZENG EDİB ONLARİ 1 MAYS 11ORDİBEHEŞT 1388 DE İŞ YERLERİNİ KAPATMAYA VE HER ŞEHERİN İŞ İDARESİNİN ÖNÜNDE(YA BAŞQA UYĞUN YERLERDE)MÜEYYEN SAATDA GÖSTERİ VE İTİRAZ ETMEYE DAVET ETMEK-BİLDİRİLER YAZİİB PAYLAMAK-İŞÇİLERİN SERVİS DURAQLARİNDA ONLARİLA BİLGİLERİ PAYLAŞMAK-İNTERNETDEN İSTİFADE ETMEK VE BAŞQA YOLLARİLA ONLARİ XEBERDAR ETMEK)

2-REJİMİN QONDARMA İŞÇİ TEŞKİLATLARİNİ İFŞA EDİB İŞÇİ VE EMEKÇİLERİN ÖZGÜR TEŞKİLATLARİNİN YARANMASİNİ İSTEMEK.

3-MAAŞLARİN AŞAĞİ OLDUĞUNA İTİRAZ ETMEK VE MAAŞLARİN DOĞURDAN TEVERRÜMLE UYĞUN ŞEKİLDE TAYİN OLMASİNİ TALAB ETMEK.

4-GEREV(ETİSAB) HAQQİNİ TALAB ETMEK.

5-DUSTAQDA OLAN İŞÇİ VE SİYASAL ZİNDANİLERİN AZADLİQİNİ TALAB ETMEK.

6-İŞÇİLERİN HER İŞ YERİNDE ÜRETİM VE DAĞİTİM(TOLİD VE TOZİ BERNAMELERİNE NEZARET ETDİKLERİNİ TALAB ETMEK.

7-İRAN İSLAM HAKİMİYETİNİN İŞ YASASİNA QARŞİ XUSUS (Z) BENDDİNE QARŞİ VE İŞÇİLERİ RAHATCASİNA İŞDEN ÇİXARMAYA QARŞİ ETİRAZ ETMEK.

8-QADİN İŞÇİLERİN MÜZAEF ÇEKDİKLERİ ZÜLÜME İTİRAZ ETMEK VE İŞ MEKANLARİNDA HER YÖNDEN QADİN VE ERKEK İŞÇİLERİN EŞİT(BERABER)HAQLQRİNİN GERÇEKLEŞMESİNİ TALAB ETMEK.

7-İŞSİZLİK ARTDİĞCA İŞ SAATLARİNİN AZALMASİ VE BELELİKLE ÇOXLU İŞÇİNİN İŞLETİLMESİNİ TALAB ETMEK.

8-MEDENİ HAQLQRİ SAVUNMAQ.

DÜNYA İŞMİLER GÜNÜ QUTLU OLSUN

AZERBAYCAN KOMÜNİSTLİK BİLDİRİLERİ (AZKOB)

BILDIRI (15) IRAN ISLAM PEREZIDETLIK SEÇİMLERİNİN TAHRİMİNİ VURĞULAYİRİQ

SAYİN EMEKDAŞLARİMİZ! BİR HÜKÜMETİN PEREZİDENTİNE OY VERMEK O HÜKÜMETİ RESMİYETE TANİMAK DEMEKDİR,Bİ AZKOB OLARAK İRAN İSLAM HÜKÜMETİNİN PREZİDENTLİK SEÇİMLERİNİ TAHRİM EDİB XALQİMİZİ BU SEÇGİLERİ TEHRİM ETMEYE ŞAĞİRİRİ,SON ZAMANLARDA elemiDEN BİR AZERBAYCAN MÜDAFİYEÇİSİ KİMİ AD APARAN KİMSELER BU QUNUNU YALETİK(MÜCERRED)NEZERE ALİB BU ADİN ALTİNDA XUXUS AZERBAYCANLİLARİ SANDİQ BAŞİNA APARİB SONUNDA DA SONUCSUZ DÖNMELERİNİ MARAQ ETMİRLER ELEMİ REJİM ADAMİDİR İNDİ AZERBAYCAN İÇİN NE DEYİRSE SESİN,BİZİM BUNLARİLA ÖZ ARAMİZDA ÇİZGİ ÇEKMEK ŞARTDİR.

1388 GÜNEŞ YİLİN PEREZİDENTLİK SEÇİMILERİN TEHRİMİNE DOĞRU.

AZERBAYCAN KOMÜNİSTLİK BİLDİRİLERİ(AZKOB)

Cumartesi, Nisan 18, 2009

یادداشتی کوتاه در مورد «نوآوری» و نقد به مارکسیزم ملاحظاتی بر مقاله ی ی. بیدار مازیار

یادداشتی کوتاه در مورد «نوآوری» و نقد به مارکسیزم ملاحظاتی بر مقاله ی ی. بیدار مازیار رازی
maziar.razi@gmail.com
مقاله ای تحت عنوان «نگاه تازه به جنبش "چپ" افغانستان و ضرورت نو سازی فکری" در دو بخش توسط دوست گرامی ی. بیدار انتشار یافته است. این مقاله توسط دوست دیگری برای من ارسال شد که نظر خود را در مورد آن بنویسم. در این مقاله نه قصد پلیمیک و یا نقد همه جانبه مقاله این دوست گرامی را دارم و نه هدفم وارد شدن و دخالت سیاسی و تشکیلاتی در درون طیف چپ افغانستان است. این مقاله صرفا ملاحظاتی عمومی به نظریات این دوست و همنظران ایشان بوده و از این طریق گشایش بحثی در مورد مسایل نظری جنبش رادیکال و چپ در افغانستان است.
در مورد «مانیفست کمونیست» و خوانایی آن به مسایل امروز
دوست گرامی ی. بیدار می نویسد: "مارکسیزم فی نفسه غلط نیست. بسیاری مسایل در همان دورانیکه مارکس زندگی میکرد قابل تطبیق بود و شاید هم دراینده زمینه تطبیق بعضی تیوری ها فراهم شود. هدف من مبارزه علیه درک و بر خورد دگم با مارکسیزم است. باید راه ها، وسایل و شیوه های درست تطبیق آنرا جستجو نمود و مهمترازهمه انرا با سنن،عنعنات، باور های مردم عیار و از هاضمه فکری شان عبور داد... باید بخاطر بسپاریم که امروز بصورت قطع دیروزنیست. ما از دیروزعملا خیلی ها فاصله گرفته ایم. امروز بکلی آغاز نو است. وابسته ساختن جریانات سیاسی امروز به خاستگاه های فکری دیروز ویا به شخصیت های دیروز بمعنی نفی و از بین بردن آن است. ما اگرطرز دید خود ودیدگاه های جریانات سیاسی مربوطه خود را نونسازیم، محکوم به از بین رفتن هستیم".
ایشان ادامه می دهد : "وقتی مانیفست را تدوین میکردند کشور المان به سرحد رشد بورژوازی گام گذاشته بود و کشور بدو اردوگاه مشخص بورژوازی و پرولتاریا منقسم شده بود و روشنفکران نقش تنویر کننده, بسیج کننده و متشکل کننده پرولتاریا را بازی مینمودند. اما یک قرن و اندی بعد وقتی مساله تطبیق این تیوری در کشور های عقب مانده ای که هنوز به سطح رشد بورژوازی نرسیده اند وحد و مرز طبقه و یا طبقات روشن و معلوم نیست , مطرح گردید, دشواری های فراوان تیوریکی و پراتیکی را همراه داشت. و این دشواری قبل از همه ازاین حقیقت ناشی میشد که در هیچ کجای مانیفست گفته نشده که شخصی ویا اشخاصی میتوانند مبارزه طبقه کارگر(پرولتاریا) را در نبود(غیاب)طبقه کارگر به شکل نیابتی بر ضد بورژوازی که وجود خارجی ندارد به پیش ببرند. و یا از نام زحمتکشان که بمشکل میتوان انرا طبقه خواند مبارزه متشکل را برعلیه طبقه فوقانی که نه تعریف و نه حدود ان معلوم است راه اندازی نمایند".
دوست گرامی ی. بیدار در مورد دیکتاتوری پرولتاریا چنین می نویسد: " بهمین ترتیب مساله دیکتاتوری پرولتاریا پیوسته مورد انتقاد بوده است. سوسیال دموکراتها و احزاب لبرال اروپا در قرن نزده هم با تکیه بر ارجحیت پارلمانتاریزم و توسل به اصول دموکراسی استدلال مینمودند که دموکراسی بورژوازی خود دست آوردمهم بشراست چه ضرورت است که آنرا با دیکتاتوری تعویض کنیم. میتوانیم خواست های اصلاحی و عدالت پسندانه را از طریق مبارزات مسالمت امیز و دموکراتیک بدست اوریم." و اینکه: " بهمین ترتیب مارکس به این باور است که زیر بنای تولیدی تعین کننده روبنای سیاسی است. اما مواردی پیش امده است که تطبیق این تیوری را به دشواری مواجه می سازد."
ایشان ادامه می دهند که:"آنچه میتواند برای نجات افغانستان ممد واقع شود خلق یک رنسانس ملی، یک نهضت انقلابی فکری است : یعنی یک جوشش نوونیرومند ملی که تمام ملیت ها و اقوام کشور را در بر بگیرد. امروز وقت ان رسیده تا همه دست بدست هم داده چنین جریانی را راه اندازی نمائیم. هدف ان استکه مردم اقفانستان در مقیاس جغرافیه واحد باید به این حقیقت تن بدهند که همه باشنده های این جغرافیه دارای سر نوشت واحد اند و اینکه یکی بدون دیگری نا مکمل است ویکی بدون دیگری تراژیدی خواهد بود"
به زعم ایشان اینها کدامند؟ بر پائی حکومت قانون . افغانستان دارد وارد مرحله رشد بورژوازی یا سر مایه داری میشود. قانونیت، مصونیت و دموکراسی پایه های اساسی یا تکیه گاه های اصلی این نظام را می سازند که بدون ان نظام سرمایه بوجود امده نمی تواند.هیچ سرمایه دار نمی تواند در یک جامعه بی قانون ولاقید سرمایه گذاری نماید. سرمایه دار فقط در پناه قانون میتواند پول خود را سر مایه گذاری کند. از جانب دیگر فقط در تطبیق قانون است که میتوان از منافع اقشار و طبقات زحمتکش و پائینی جامعه دفاع".
بنابراین؛ دوست گرامی ی. بیدار با ناخوانا قلمداد کردن مارکسیزم به وضعیت کنونی؛ تنها راه "نوینی" که بدان دست می یابد همان سرمایه داری کهن است که قدمت آن به بیش از 200 سال پییش بر می گردد. تمام ناهنجاری و جنگ ها و استثمار زحمتکشان که نتیجه همین نظام سرمایه داری بوده است؛ به دست فراموشی سپرده می شود.
آیا سرمایه داری قابلیت حل بحران اقتصادی را داراست؟
برخلاف ادعاهای دوست گرامی ی. بیدار (وبسیاری ازنظریه پردازان بورژوا در غرب)، وضعیت اقتصادی سرمایه داری جهانی (حتی در کشورهای متروپل) نه تنها بهبود نیافته که روز به روز وخیم تر گشته است. به قول خود دوست گرامی وقتی یک فوتبالیست میلیون ها دلارثرون انباشت می کند، چگونه این نظام می تواند راه حل بحران را نشان دهد؟ بحران اقتصادی و "دموکراسی" بورژوایی امروز که میلیون ها کارگر و جوان را به بدبختی و فلاکت انداخته، نمی تواند راه حل در مقابل سوسیالیزم باشد!
تنها به چند نمونه اکتفا می کنیم.
براساس آمار «سازمان بهداشت جهانی»، عظیم ترین منبع «مرگ و میر» در جهان نه ناشی از «سرطان» است و نه ریشه در بیماری های قلبی دارد، بلکه نتیجه «فقر» مضاعف و ریشه ئی در جوامع سرمایه داری بوده است. فقری که گریبانگیر هزاران میلیون نفر در جهان شده است. فقری که نتیجه سیاست های مستقیم سرمایه داری بوده است. این فقر، برخلاف نظر مدافعان سرمایه داری، صرفاً شامل کشورهای «جهان سوم» نیست. کشورهای پیشرفته سرمایه داری (اروپای غربی و آمریکای شمالی) امروزبیش از 30 میلیون بیکار و 15 میلیون اشتغال به کارهای موقت و نیمه وقت دارند (سازمان برای توسعه و همکاری اقتصادی).
در ایالت متحد امریکا، یکی از غنی ترین کشورهای جهان، در اوج شکوفایی اقتصادی 1988، 32 میلیون نفر زیر «مرز فقر» زندگی می کردند. اضافه بر اینها، فشارهای روانی و روحی بر کارگران و کارمندان این جوامع چنان افزایش یافته که در قرن اخیر بی سابقه بوده است (تایمز مالی 97). در آمریکا دستمزدهای مطلق کارگران و کارمندان طی 20 سال گذشته کاهش یافته است (لوس آنجلس تایمز 97). در همین زمان مقدار کار آنان 164 ساعت در سال افزایش یافته است. و در فاصله ی سال های 1980 و 1996 نسبت سهم درآمد 5% از ثروتمندترین خانواده های آمریکایی از 3/15% به 3/20% افزایش یافته است، در صورتی که سهم 60%از فقیرترین خانواده ها از 2/34% به 30% کاهش یافته است (اینديپندنت 7 دسامبر 97).
در جوامع اروپای شرقی که قول و قرار «معجزه اقتصادی» به مردم آن کشورها داده شده بود، سطح زندگی در درازای 7 سال گذشته (پس از فروپاشی شوروی) 40 تا 50 درصد کاهش یافته است. بین سال های 1990 و 1993، درآمد سرانه در اروپای شرقی و ایالات موجود در شوروی به یک هشتم دوره پیش از آن رسیده است.
در کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین و آسیایی نیز درآمد متوسط سرانه در سال های 1970 و 1980 کاهش یافته و فقر و قحطی و گرسنگی و بیماری در بسیاری از مناطق آفریقايی حکم فرماست.
در جهان «مهد آزادی» غربی، همانند کشورهای «جهان سوم»، بیماری های قرون وسطی ای مانند «وبا» و «طاعون» ظاهر گشته اند. اینها همه در دوره ای اتفاق می افتند که بازدهی اقتصادی کل جهان در حدود پنج برابر نیم قرن پیش بوده است، در صورتی که فقر، قحطی و گرسنگی تفاوت چندانی با نیم قرن پیش نکرده است (گزارش توسعه انسانی، سازمان ملل متحد).
تقریباً در 90 کشور جهان، درصد درآمد سرانه به کمتر از آنچه 10 سال پیش بود، رسیده است. در 19 کشور (که شامل «روآندا»، «لیبری»، «سودان»، «ونزوئلا» و «هائیتی» می شود)، درآمد سرانه، به کمتر از آنچه در سال 1960 بود، رسیده است.
اما همه مردم جهان فقیر نشده که اقلیتی وضعیت بهتری پیدا کرده اند. مدیران شرکت های بزرگ آمریکایی در سال 1978 در حدود 60 برابر یک کارگر ساده حقوق دریافت می کردند؛ در صورتی که در سال 1995 این رقم به 170 برابر افزایش یافته است (انیدیپندنت 7 دسامبر 97). و یا در سال 1980 درآمد مدیران عالی رتبه ی 300 شرکت بزرگ آمریکایی، 29 برابر بیشتر از درآمد متوسط کارگران صنایع بود. اما در سال 1990 درآمد اینها به 93 برابر درآمد متوسط کارگران رسید.
تحقیقات اخیر «سازمان ملل»، حاکی از این است که تنها 400 نفر در روی کره زمین بیش از نیمی از ثروت درآمد کل جهان را در اختیار دارند. آقای «بیل گی تز» بنیادگذار نرم افزار «میکروسافت»، پادشاه عربستان سعودی و 383 «سوپر- ثروتمند» دیگر، اموالشان به بیش از کل «تولید ناخالص ملی» 45 درصد جمعیت جهان تجاوز می کند!
چگونه مدافعان چنین نظامی می توانند ادعا کنند که مسایل اجتماعی در شرف بهبود بوده و آتیه از «آن» سرمایه داری است؟ مگر قرار نبود که پس از فروپاشی شوروی خطرات در مقابل نظام جهانی سرمایه داری بر طرف شوند؟ پس این همه وعده و وعیدها چه شدند؟ ما اکنون در پایان قرن بیستم شاهد وخیم تر شدن وضعیت عمومی اکثریت مردم جهان هستیم و نه برعکس. تاریخ یک قرن و نیم گذشته نشان داده که پیش بینی های «بیانیه کمونیست» در مورد بحران اقتصادی سرمایه داری و نقش بورژوازی به اثبات رسیده است. جالب این است که پس از بحران اخیر نوشتجات مارکس به ویژه کاپیتال و مانیفیست کمونیست در سراسر جهان در ابعاد غیر قابل تصور به فروش رسیده است!
در مورد نقش انقلابی پرولتاریا
با اسفناک تر شدن وضعیت اقتصادی، پرولتاریا با شکل متفاوتی با آنچه 160 سال پیش در «بیانیه ی کمونیست» اشاره شد، ظاهر می گردد. مارکس و انگلس در «بیانیه» چنین نوشتند
"....عصر بورژوازی، دارای ويژگی بارزی است... این عصر تخاصمات طبقاتی را تسهیل کرده است. بطور کلی جامعه، بیش از پیش، به دو اردوگاه بزرگ متخاصم، یعنی به دو طبقه ی بزرگ که مستقیماً رویاروی یکدیگر ایستاده اند، تقسیم می شود. این دو طبقه عبارتند از بورژوازی و پرولتاریا."
البته ابن بخش از بیانیه با واقعیت کنونی پرولتاریا کاملاً منطبق نیست. برای درک این مسئله ضروری است که تعریف روشنی از «پرولتاریا» ارائه داده شود. چنانچه کلمه «پرولتاریا» تنها به کارگرانی که به کار یدی در صنعت مشغولند، محدود گردد، در توضیح تخاصمات امروزی می توان دچار لغزش شد. با پیشرفت در تکنولوژی و تحولات چندین دهه پیشین در جوامع سرمایه داری دیگر نمی توان به مفهوم اخص کلمه به «پرولتاریا» یاد شده در «بیانیه»، بسنده کرد. وگرنه به آسانی می توان به این نتیجه رسید که «پرولتاریا» دیگر قادر به تغییر جامعه نیست، زیرا که «ضعیف» و غیر مؤثر است. اما، این نوع برداشت با تفسیر خود مارکس از «پرولتاریا» مغایرت دارد. برای مارکس «پرولتاریا» به مفهوم «اعم کارگران» بود، که شامل کارگران اداری، تکنسین ها، مستخدمین دولت و حتی بخشی از مدیران ساده نیز می شد. به سخن دیگر مفهوم پرولتاریا شامل حال تمام کسانی است که از لحاظ اقتصادی مجبور به فروش «نیروی کار» می شوند و قادر به انباشت سرمایه نیستند.
چنانچه چنین تعریفی از پرولتاریا وجود داشته باشد، بدون تردید در درازای 160 سال گذشته نه تنها پرولتاریا تضعیف نگشته که رشد کیفی و کّمی نیز داشته است. امروزه پرولتاریا شامل بیش از نیمی از جمعیت جهان می گردد. در کشورهایی نظیر ایران در کنار پرولتاریای شهری در روستاها، جمعیت عظیمی از پرولتاریای کشاورزی و نیمه پرولتاریای بی زمین وجود دارند. این بخش، از متحدان اصلی کارگران صنعتی، در مبارزه علیه نظام سرمایه داری جای دارند. چنانچه کارگران زیر بنای مادی جامعه یعنی بندرها، شهرها، نیروگاه ها، کانال ها، مغازه ها، انبارها و غیره را به کارگران کارخانه ها و معادن اضافه شوند؛ و همچنین با توجه به پرولتریزه شدن کار فکری و این که سهم روزافزونی از دانش بشری، اختراعات، نقشه ها و اکتشافات حاصل کار پرولتاریاست، خیل عظیمی از جمعیت جهان در طیف «پرولتاریا» جای دارند. چنانچه اینها دست از کار بکشند، کل زندگی اقتصادی و اجتماعی جامعه سرمایه داری متوقف می شود، و هیچ نیرویی در جهان قادر به جایگزین کردن این عده نخواهد شد. اعتصاب های توده ئی در برخی از کشورهای اروپایی در چند سال گذشته نمایانگر قدرت و توان بالقوه پرولتاریا است.
نظریه پردازان سرمایه داری استدلال می کنند که با اختراع «روبات» (آدم های ماشینی) نقش پرولتاریا کاهش می یابد. این درست است که چنانچه کل جامعه توسط روبات ها اداره شود، پرولتاریا از هیچ قدرتی برخوردار نخواهد بود و سرمایه داران هیچ نگرانی ئی از اعتصاب ها و تحدید و یا سرنگونی به دل راه نخواهند داد. اما، چنین جامعه ئی دیگر «ارزش افزونه» نیز تولید نخواهد کرد و سرمایه داران قادر به چپاول سایر قشرهای جامعه نخواهند شد و نهایتاً کل ثروت خود را از دست خواهند داد.
گرچه به علت عملکرد قوانین سرمایه داری، کلیه قشرهای اجتماعی (کشاورزان، پیشه وران، روشنفکران صاحب مشاغل آزاد و غیره) در جامعه شاهد گاهش وزنه ی مطلق و نسبی خود هستند، اما وزنه ی مرکزی پرولتاریا در تولید هیچگاه زیر سوال نرفته و نخواهد رفت.
رشد و تغییرات در جامعه سرمایه داری، به تدریج توان انقلابی طبقه کارگر را نه تنها کاهش نمی دهد که افزایش نیز می دهد. سرمایه داری برای کاراندازی تکنولوژی مدرن، مجبور است که تعلیمات بیشتری به کارگران دهد. سطح بالاتر آموزش و مهارت کارگران منجر به درک عمیق تر آنها از جامعه و یافتن روش های نوین مبارزه با نظام سرمایه داری خواهد شد. کارگران اروپایی که تا دهه 1950 به کارفرمایان احترام می گذاشتند، امروزه با رشد آگاهی به این نتیجه رسیده اند که الزاماً کارفرمایان و «رؤسا» بهترین عناصر برای سازماندهی امور کارخانه ها نیستند. زیرا که خود کارگران به قابلیت ها و تخصص های لازم و کافی برای راه اندازی چرخ های اداری کارخانه دست یافته اند. از این رو در سال های 75- 1968 و سپس دهه 1980 و همچنین اوایل دهه 1990 اعتصاب های توده ئی در اغلب کشورهای اروپایی دامن زده شدند. البته این اعتراض های توده ئی به شکل خطی تکامل نمی یابند. هر موج بحران تأثیرات خود را در روحیه و کاهش اعتماد به نفس کارگران بر جا می گذارد، اما در امواج بعدی همواره پرولتاریا به پا می خیزد و تمام محاسبات بورژوازی نقش بر آب می گردد. نقش مرکزی پرولتاریا و در رأس آن طبقه کارگر، همانگونه که در «بیانیه ی کمونیست» اشاره شده، همواره محوری و تعیین کننده است و هیچ نیروی دیگری توان و قدرت لازم برای رهائی خود و سایر قشرهای تحت ستم از بند فقر و فلاکت، را ندارد.
دوست گرامی ی. بیدار با مردود اعلام کردن مارکسیزم با لحنی طنز آمیز سوال می کند: "حالا گورکن نظام سر مایه در اروپا کی است؟"
درپاسخ به ایشان باید گفت تنها با روشن کردن تلویزیون، هزار ها تن از این گورکنان را در خیابان های پاریس، لندن، آتن، رم و غیره امروز خواهد یافت. تظاهرات و اعتصابات کارگری که با بحران عمیق سرمایه داری به راه افتاده، تازه اول کار این گورکنان است. اما این گورکنان نیاز به سازماندهی و تشکیلات دارند که به تدریج به آن دست خواهند یافت.
«سوسیالیزم» یا «بربریت»؟
در آستانه قرن بیست و یکم پیش بینی کارل مارکس مبنی بر وجود دو راه در مقابل بشریت: «سوسیالیزم» یا «بربریت»، هر چه بیشتر واقعیت پیدا می کند. چنانچه بار دیگر وضعیتی ایجاد شود که فاشیزم، همانند دهه 1930 رشد کرده و بر مصدر کار قرار گیرد، فاجعه های بشریت، بخصوص با در دست داشتن انواع سلاح های اتمی و شیمیایی، به مراتب بیشتر از اولیل قرن بیستم خواهد بود. مدافعان نظام سرمایه داری باید آگاه باشند که «دمکراسی» بورژوایی قابلیت و کارآیی خود را از دست داده و خود زمینه ساز رشد گرایش های راست گرا است.
وزیران کابینه «حزب کارگر» آقای «براوون» در بریتانیا و یا آقای «سارکوزی» در فرانسه، که هر روز سیاست هایی برای خنثی سازی ابتدائی ترین تأمینات اجتماعی و تهاجم به حقوق اقلیت های جامعه را طرح و اجرا می کنند، ظاهراً از مدافعان همان «دمکراسی» بورژوایی اند که دوست گرامی ی. بیدار مدافع آنست. افزون بر اینها فاشیست های اسم و رسم دار نیز در حال شکل گیری و رشد هستند. آقای «لوپن» در فرانسه در هر انتخاباتی میلیون ها رأی جلب می کند. دولت «دمکراتیک» ترکیه تهاجم نظامی گسترده ای علیه یک پنجم جمعیت ترکیه، کردها، براه انداخته است. دولت های کشورهای اروپای شرقی سابق، آفریقایی و آسیایی که جای خود دارند.
کلیه این فجایع ریشه در شکست نظام سرمایه داری دارد، که نتوانسته حداقل زمینه برای زندگی عادی اکثریت مردم جهان فراهم آورد. تضادهای طبقاتی بین اکثریت مردم و یک اقلیت مرفه همواره بیشتر شده اند.
مدافعان سرمایه داری و رفرمیست ها می گویند که "بله مسایلی وجود دارد، اما بدیل دیگری غیر از سرمایه داری وجود ندارد". اگر چنین است پس هیچ امیدی برای آینده بشریت نباید داشت. برخلاف اعتقادات «شکست طلبانه» برخی از اصلاح گرایان، بدیل واقعی ئی در مقابل این «بربریت» نظام سرمایه داری وجود دارد و آن هم «سوسیالیزم» است. اما نه سوسیالیزمی از نوع «سوسیالیزم» شوروی و یا چین، زیرا که اینها همه منحط شده و هیچ بدیلی در مقابل سرمایه داری ارائه ندادند. وجه تمایز نظام سرمایه داری و نظام سوسیاایستی (غیر از تفاوت های کیفی اقتصادی) در این است که در نظام اول دمکراسی برای اکثریت مردم وجود ندارد. بدون دمکراسی کارگری، یعنی دمکراسی ئی به مراتب عالی تر از دمکراسی بورژوایی، ساختن سوسیالیزم غیرممکن خواهد بود. جوامعی که با سرنگونی دولت سرمایه داری، وارد دوره انتقال از سرمایه داری به سوسیالیزم می شوند (مانند جامعه شوروی پس از انقلاب اکتبر 1917) بدون دمکراسی کارگری به شکل مارپیچی به همان نظام سرمایه داری باز خواهند گشت (همانطور که در شوروی و اروپای شرقی چنین شد).
مردم زحمتکش کلیه جوامع جهان می توانند با اتکاء بر نیروی خود سرنوشت خود را تعیین کرده و برای نسل آتی ثروت تولید کنند. لزومی ندارد که کنترل زندگی مردم به دست شمار قلیلی سرمایه دار و متکی بر بازار کور و هرج و مرج زا سپرده شود. تکنولوژی امروزی در دست نمایندگان واقعی مردم می تواند به بهترین نحوی برای خدمت برای زحمتکشان جامعه بکار گرفته شود. ماشین آلات اتوماتیک می توانند کارهای مشقت بار را از انسان ها گرفته و وقت آزاد برای رفاه و ارتقاء فرهنگ برای مردم ایجاد کند. با استفاده صحیح از کامپيوتر می توان اطلاعات لازم برای منابع ضروری نیازهای مردم را بکار گرفت.
اما این بدیل از بطن نظام موجود سرمایه داری پدید نمی آید. رقابت کور و انباشت بی رویه سرمایه توسط معدودی از افراد جامعه و بکارگیری هر چه بیشتر وقت زحمتکشان (استثمار مضاعف) این اجازه را نمی دهد که جوامع کنونی سرمایه داری به فرهنگ بالاتری دست یابند. تنها راه نجات بشریت از شّر نظام سرمایه داری، مبارزه با آن و نه اصلاح و یا تسلیم شدن به آن است. جلوه تئوریک و نظری این مبارزه نیز تنها در «مارکسیزم» نهفته است.
اما این مبارزه یک عمل ملی نیست که در سطح بین المللی باید انجام پذیرد. مدافعان بورژوازی می گویند که گسترش سوسیالیزم در سطح جهانی عملی نیست؛ و کوشش برای سازماندهی تولید در گستره ی جهانی صرفاً از عهده سرمایه داری بر می آید. تردیدی نیست که جایگزینی سرمایه داری با یک نظام نوین، متکی بر همکاری و کنترل خود مردم، یک روزه انجام نخواهد گرفت. شاید ده ها سال برای اینکه توده ها به طور آگاهانه بر امور خود نظارت و کنترل داشته باشند، زمان لازم باشد. به سخن دیگر، استقرار سوسیالیزم در سطح جهانی به سرعت انجام نمی پذیرد که یک روند طولانی تاریخی است. کسانی که قرن ها از سیاست و نظارت بر امور اقتصادی خود کنار گذاشته شده اند، برای به دست گرفتن کنترل بایستی تعلیمات لازم را ببینند. پس از سرنگونی نظام سرمایه داری، دوره انتقال از سرمایه داری به سوسیالیزم آغاز خواهد شد. در این دوره، هنوز رگه ها و عناصر سرمایه داری (وجه توزیع بورژوایی) باقی خواهد ماند. تنها با به دست گرفتن قدرت سیاسی توسط پرولتاریا است که این دوره انتقال می تواند آغاز شود. وجود دمکراسی کارگری تنها وسیله تضمین کننده گذار این دوره انتقالی است.
تسخیر قدرت سیاسی توسط پرولتاریا، سلب قدرت از بورژوازی و تحت کنترل گرفتن صنایع عمده گام های نخستین در راستای ایجاد وضعیتی مساعد برای از میان برداشتن هرج و مرج و ناامنی نظام سرمایه داری است. دولت کارگری بلافاصله در قدم اول از حیف و میل های بی حد و حساب، رقابت های زاید ، تبلیغات های غیرضروری، کاخ سازی ها و اصراف، جلوگیری کرده و به جای آن دست به ساختن مسکن و تهیه وسایل اولیه برای میلیون ها انسان در جامعه خواهد زد.
بی تردید جامعه سوسیالیستی آتی بی نقص نخواهد بود، اما تنها جامعه ئی در تاریخ است که اکثریت مردم جامعه به طور آگاهانه بر سرنوشت خود حاکم خواهند شد.
کسانی که با علم به بحران های امروزی نظام سرمایه داری کماکان از آن دفاع کرده و به «اصلاح» آن پرداخته اند و یا آن را به عنوان عقاید نوین جلو داده، و یا مارکسیزم را مورد سوال قرار داده و می دهند، آگاهانه و یا ناآگاهانه چشم اندازی جز حمایت از «بربریت» نخواهند داشت. تنها روش جلوگیری از بربریت تدارک عملی کنارگذاری ریشه ئی سرمایه داری جهانی است. ستون فقرات نظری و تئوریک این تدارک نیز بر اصول بنیادین «بیانیه کمونیست» استوار است. بنا براین دوست گرامی ی. بیداربا این مواضع امروز دچار "خیانت" و یا به ظاهر "اشتباه" نشده است، بلکه با تحلیل نا روشن رفرمیستی از مارکسیزم و رد آن، در تحلیل نهایی، ناخواسته، در جبهه استثمارگران قرار می گیرد.
دولت و انقلاب
یکی دیگر از موارد اساسی سوسیالیزم علمی مارکس، مندرج در مانیفست کمونیست، مسئله «دولت» سرمایه داری است. زیرا که از دیدگاه مارکسیزم تنها آگاهی داشتن به «ناتوانی» بورژوازی در یافتن راه حل برای بحران جامعه و یا «توانایی» پرولتاریا برای ارائه راه حل های واقعی، کافی نیست. کمونیست ها باید هم چنین بدانند که تحت چه وضعیت مشخصی کارگران توان «تسخیر قدرت» را دارند. مسئله سرنگونی دولت سرمایه داری و تشکیل دولت کارگری یکی از محورهای بحث مارکس و انگلس در مانیفست (و هم چنین پس از آن بود). این موضوع را نیز دوست گرامی ی. بیدار مردود اعلام می کند. زیرا آنرا قدیمی دانسته و منطبق به وضعیت کنونی نمی داند. اما راه حل او تنها حمایت از دولت سرمایه داری است!
ایده «استحاله» سرمایه داری و تکامل «مثبت» در راستای تدارک زمینه لازم و کافی برای حل مسایل اجتماعی، از ابتدا در درون جنبش کارگری وجود داشته است. بحث های دوست گرامی ی. بیدا تازگی و یا "نو" نیست؛ اصلاح طلبان جنبش کارگری از سال های 1848 بر این اعتقاد استوار بودند که امکان یک انتقال «مسالمت آمیز» از سرمایه داری به سوسیالیزم وجود دارد. در نتیجه لزومی برای مورد سئوال قرار دادن «دولت» نمی یافتند.
بدون تردید در زمان نگاشته شدن «بیانیه کمونیست»، دولت سرمایه داری ماهیتی تکامل نیافته و محدود داشت. در بریتانیا تنها پس از مقاومت های «چارتیست»ها، «پلیس» به معنای امروزی آن سازمان یافت. مبارزات کارگری، به ويژه پس از انتشار «بیانیه» متشکل تر و سازمان یافته تر علیه دولت های سرمایه داری آغاز گشتند. و دولت های سرمایه داری نیز ابزار سرکوب خود را برای جلوگیری از قیام ها و انقلاب ها آماده کردند. اتفاقی نیست که 18 ماه پس از انتشار «بیانیه» کلیه مبارزات کارگری در سطح اروپایی با شکست روبرو شد.
اما، مارکس و انگلس، پیش از مقابله های اساسی کارگران علیه دولت سرمایه داری، در «بیانیه»، دولت سرمایه داری را چنین ارزیابی کردند:
"قوه اجرائیه دولت جدید چیزی نیست جز کمیته ئی برای اداره ی امور جمعی کل بورژوازی". به سخن دیگر، نزد مارکس و انگلس، برخلاف نظریه اصلاح گرایان، دولت سرمایه داری به هیچ وجه نقش «داور»ی بین طبقات در جامعه را ایفا نمی کند که مدافع یک طبقه ی خاص (بورژوازی) است.
اما، در عین حال، در آخر بخش دوم بیانیه، «پرولتارها و کمونیست ها»، ده مطالبه که با وضعیت آن روز سرمایه داری انطباق داشت، به عنوان مطالبات «انتقالی» طرح گشتند. این مطالبات توسط رفرمیست ها به عنوان «اصلاحات»ی برای بهبود وضعیت وخیم مردم در نظام سرمایه داری قلمداد شده اند. مارکس و انگلس، در دیباچه ی 1872، اعلام کردند که آن مطالبات دیگر «کهنه» شده اند. آنها پس از تجربه کمون پاریس (1871) نگاشتند که: "طبقه ی کارگر نمی تواند به سادگی دستگاه دولتی آماده را به چنگ آورده، از آن برای تحقق هدف های خود استفاده کند". به دنبال این تفکر، مارکس، در مقابل دولت سرمایه داری، دولتی از نوع کمون را قرار داد. این «نوع» دولت، شکل برجسته «شوراها» را به خود گرفت.
اضافه بر این، مارکس معتقد بود که پرولتاریا نمی تواند قدرت را در چارچوب قانونی بورژوازی تسخیر کند. "کمونیست ها آشکارا اعلام می کنند، که هدف های آنان تنها از راه سرنگون کردن تمام شرایط اجتماعی کنونی از طریق توسل به زور، تحقق پذیر است" و یا برای دگرگون کردن سوسیالیستی اجتماع، طبقه ی کارگر باید چنان قدرتی در دست خود متمرکز کند که هرگونه مانع سیاسی در سر راه خود به سوی سیستم جدید را، بکلی خرد و نابود کرده و سپس "پرولتاریای سازمان یافته به عنوان طبقه ی حاکم" بر مصدر قدرت می نشیند. این «دیکتاتوری انقلابی پرولتاریا» است که تنها دمکراسی واقعی است که بشر به خود دیده است. زیرا که دمکراسی «بورژوایی» صرفاً دمکراسی برای اقلیت جامعه است. اصلاح طلبان این بخش از بیانیه را به علت "عدم بلوغ" نهضت کمونیستی و عدم وجود "رفاه" و "دمکراسی" در جوامع سرمایه داری آن دوره، مردود اعلام می کنند. در صورتی که تجربه فاشیزم، جنگ های امپریالیستی و سرکوب کارگران در بسیاری از کشورهای جهان سرمایه داری، صحت نظریات مارکس در «بیانیه» را تایید می کند.
مارکس و انگلس، در مورد مبارزات کارگری و سازماندهی انقلاب هم چنین تاکید می کنند: "تاریخ تمام جوامعی که تاکنون وجود داشته، تاریخ مبارزات طبقاتی است" و "هر مبارزه طبقاتی، مبارزه ئی سیاسی است" (نکته ئی که رفرمیست های جنبش کارگری فراموش کرده اند) و هم چنین "سازمان یافتن پرولتاریا به عنوان یک طبقه.... سازمان یافتن متعاقب آن در یک حزب سیاسی است." (نکته ئی که اتحادیه های کارگری و «آنارکوسندیکالیست»ها و «آنارشیست»ها، از یاد برده اند).
اما، این مبارزه طبقاتی، یک مبارزه بین المللی نیز هست. در «بیانیه» آمده است که: "کارگران کشور ندارند". این جمله غالباً توسط کوتاه نظران به عنوان طنز و کنایه استفاده شده است. اما واقعیت این است که تاریخ جنبش کارگری در قرن گذشته نشان داد که این جمله هنوز به قوت خود باقی است. همبستگی بین المللی کارگران در هر نقطه جهان با یکدیگر صحت این پیش بینی را به اثبات رسانده است. وجود سازمان های بین المللی کارگری نیز در قرن اخیر خود نمایانگر صحت چنین نظریه است.
ناخوانی امروزی «بیانیه»
گرچه اکثر نکات اصلی «بیانیه» امروزه هنوز از اهمیت بارزی برخوردار است، اما ناخوانی هایی نیز در ارتباط با وضعیت امروزی در آن مشاهده می گردد. این ناخوانی ها به وسیله کوتاه بینان مورد سوء تفسیر قرار می گیرد (لئون تروتسکی در مقدمه ئی به مناسبت نودمین سالگرد «بیانیه کمونیست: بسیاری از این نکات را به تفصیل توضیح می دهد):
اول، مارکس و انگلس تصور می کردند که بورژوازی اواسط قرن نوزدهم توان و قابلیت سازماندهی انقلاب سیاسی را داراست. تجربه سال 1848 در اروپا نشان داد که بورژوازی توان «انقلابی» خود را از دست داده و هراس آن از طبقه کارگر به مراتب بیشتر از فئودالیزم فرتوت است. مارکس و انگلس پس از نگارش «بیانیه»، در سال 1850 پایه های نوین تئوری «انقلاب مداوم» را ترسیم کردند که در آن از رهبری پرولتاریا برای سازماندهی انقلاب های آتی نام بردند. به اعتقاد آنها تنها رهبری پرولتاریا قادر به مبارزه علیه فئودالیزم است و بورژوازی فاقد ماهیت انقلابی است. اما، رهبری پرولتاریا با از میان برداشتن فئودالیزم اکتفا نکرده که کل نظام سرمایه داری را مورد سئوال قرار می دهد. این نظریه پس از سال ها، پایه تئوریک نظریه لئون تروتسکی در تکوین تئوری «انقلاب مداوم» شد.
دوم، گرچه «بیانیه» پیش بینی کرد که سرمایه داری کلیه کشورهای «توسعه نیافته» را بر محور یک سیستم جهانی سرمایه داری گرد می آورد، اما، به شکل اخص هیچ اشاره ئی به این کشورها نکرد. حتی «آگاهی ملی» را نیز تحت تأثیر تکامل سرمایه در زوال ارزیابی کرد:
"اختلاف های ملی و تضادهای ما بین مردم، به علت تکامل بورژوازی، روز به روز رو به کاهش خواهد رفت...."
اما، تجربه سرمایه داری در یک قرن و نیم پیشین نشان داد که نه تنها مسئله ملی و جنبش های آزادیبخش ملی تحت انقیاد سرمایه داری قرار نگرفته که خود به یکی از مشخصات بارز مبارزات ضد امپریالیستی تبدیل گشته اند. در واقع یکی از وظایف کمونیست های کشورهای متروپل مبارزه و ایجاد همبستگی با مبارزات مردم کشورهای «توسعه نیافته» در مقابل ستم ملی به وسیله ی دولت های امپریالیستی، بود (و هست). رفرمیست ها از پیش بینی های «بیانیه» در این مورد، نقش «مدنی جویانه» و یا «ترقیخواهانه» برای سرمایه داری ترسیم کردند.
سوم، پیش بینی بیانیه در مورد ستم کشیدگی و آزادی زنان و نقش خانواده در جامعه سرمایه داری و اقدامات سرمايه داری در اواخر قرن نوزدهم، دقیق ترسیم نشده بود. بیانیه اعلام کرد:
"بورژوازی.... روابط خانواده را به یک روابط صرفاً مالی تبدیل کرده است". و "پرولتاریا بدون مالکیت است و روابطش با زن و بچه اش هیچ شباهتی به روابط یک خانواده بورژوا ندارد".
این جمله به این مفهوم است که نقش خانواده محدود به بورژوازی بوده و اهمیت آن برای کل جامعه منتفی گشته است. در واقع بورژوازی این مفهوم از خانواده را تغییر داده و نقش زن به عنوان کارگر بدون دستمزد خانگی را در سیستم تولیدی را تحقق داد. در دوره بحران سرمایه داری، زنان به گوشه خانه پرتاب شده، و در دوره شکوفایی سرمایه داری که نیاز به «کار» ارزان بود، زنان به عنوان کارگران ارزان در بازار ظاهر گشتند. این وضعیت در بیانیه پیش بینی نشده بود.
چهارم، در بیانیه، در مورد «فلاکت» مضاعف و گرایش به کاهش دستمزد طبقه کارگر، تأکید شده است. البته این امر در اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم صدق می کرد. اما، با تعمیق تقسیم کار اجتماعی و از میان رفتن بخش عمده کارگاه های صنایع دستی، سرمایه داری با «اصلاحات» محدود و ازدیاد دستمزدهای بخشی از طبقه کارگر (کارگران حرفه ئی)، را خریداری کرد.
در نتیجه برخی از پیش بینی های «بیانیه کمونیست» به ویژه در مورد مسئله خانواده، مسئله ی ناسیونالیزم و وضعیت درآمد کارگران، با واقعیت امروزی جوامع سرمایه داری هم خوانی ندارند. اما در دو دهه گذشته، شیوه های «نئو- لیبرالیزم» در عرصه ی جهانی برای جلوگیری از بحران نظام سرمایه داری، نشان داد که حتی در این موارد پیش بینی های مارکس و انگلس «صددرصد» اشتباه نبودند. امروز در جهان سرمایه داری «فقر» از 20 سال پیش به مراتب بیشتر شده است (رجوع شود به آمار و ارقام ذکر شده در ابتدای مقاله). به منظور ایجاد «ارتش ذخیره» انعطاف پذیر، مجدداً وضعیت زنان را به دوره گذشته سوق داده شده است.
صد و شصت سال پس از «بیانیه»
سئوالی که برای نسل جوان پرولتاریا ترسیم می گردد این است که «امروز»، در عصر شبکه های انترنت و بُمب های اتمی چه درس هایی از «بیانیه کمونیست» می توان آموخت؟ پاسخ این است که بر خلاف نظریه دوست گرامی ی. بیدار: درس های بسیار زیادی! بیانیه، بخشی از تاریخ میراث جنبش کارگری در سطح جهانی است. بیانیه، روش بنیادینی است که براساس آن مارکسیزم امروزی می تواند تکامل یابد. بیانیه، تصویری از «اساس» و «بنیاد» سرمایه داری را ترسیم کرده و تا از میان رفتن نظام سرمایه داری «کهنه» نمی گردد. بیانیه، «پیشرفت» و بحران های دائمی ادواری سرمایه داری را ترسیم می کند. بیانیه، راه رهایی از نظام غیرعادلانه سرمایه داری و شیوه سازماندهی پرولتاریا از آن سیستم را نشان می دهد. بحران بشریت که امروز به شکل سقوط بازار بورس، فقر عمومی، آلودگی هوا، تهدید جنگ و غیره ظاهر می گردد همه به نبود رهبری انقلابی برای رهایی بشریت از شرّ نظام سرمایه داری مربوط می گردد- همانطور که در سال های 1848، 1938، 1970، 1980 و 1990 چنین مسائلی وجود داشته است. تنها راه حل برون رفت از بحران کنونی این است که پیشروان فعال جنبش کارگری، پیام «بیانیه کمونیست» را به کلیه ی کارگران جهان منتقل کنند و مفاد آن را به اجرا گذارند. برخلاف کسانی که بر این باورند که «سوسیالیزم» مرده است، پیام بیانیه هنوز صدای کارگران جهان را منعکس می کند، و آن این است که مفهوم «سوسیالیزم» زنده است و تا زمانی که طبقه ی کارگر وجود داشته باشد زنده خواهد ماند. زیرا که بنابر «بیانیه»، سوسیالیزم و کمونیزم بازتاب کننده منافع تاریخی و عینی طبقه کارگر است.
صحت گفته مارکس و انگلس مندرج در «بیانیه کمونیست» مبنی بر اینکه:
"نیروهای تولیدی که در اختیار جامعه است، دیگر تمایل به رشد شرایط مالکیت بورژوائی ندارند. بلکه برعکس، آنها برای این شرایط بیش از حد قوی شده اند- وضعیتی که این نیروها را به زنجیر می کشاند- و به محض اینکه زنجیر این وضعیت را از هم بگسلند، سراسر جامعه بورژوازی را دچار آشفتگی خواهند کرد و موجودیت مالکیت بورژوازی را به خطر خواهند انداخت". کماکان بر قوت خود باقی بوده و رهبری طبقه ی کارگر برای چنین زمانی تدارکات خود را آغاز کرده است.
دوست گرامی ی. بیدار نه تنها با این موضع ناچار می شود خود را در تناقضات آشکار با واقعیت امروزی قرار دهد، بلکه هیچ راه حل نوینی نیز با رد مانیفست کمونیست و مارکسیزم نشان نمی دهد. امروز دیگر برای هر فرد عادی جامعه سرمایه داری روشن شده است که پیش بینی مارکس جامعه عمل یافته و یک تز قدیمی نیست!
امروز برای نسل جوان در افغانستان (و سایر نقاط در منطقه) تنها یک راه وجود دارد و آن نیز سازماندهی خود و ایجاد تشکیلات خود برای سرنگونی سرمایه داری و کوتاه کردن دست های امپریالیزم است. این تدارکات با مماشات با سرمایه داری و توهم داشتن به دولت آن و مردود اعلام کردن مارکسیزم (تحت لوای اینکه اساس آن کهنه شده است) عملی نخواهد شد. تکامل ناموزون و مرکب در سطح بین المللی برخی از کشورها مانند افغانستان را می تواند در مقام تدارک برای انقلابی سوسیالیستی قرار دهد. مگر روسیه 1917 از لحاظ اقتصادی از افعانستان کنونی پیش تر بود که بزرگترین انقلاب سوسیالیستی را با همان دهقانان و شبه پرولتاریا و پرولتاریا شهری سازمان داد؟ دوست گرامی ی. بیدار اگر مسایل زیر بنایی را در افغانستان و کشورهای مشابه مورد سوال قرار می دهد باید پاسخ دهد که چگونه در دور افتاده ترین ممالک جهان (حتی عقب افتاده تر از افغانستان) اقتصاد نظام امپریالیستی مشاهده شده و اقتصاد آن کشورها به زائده کشورهای متروپل مبدل شده اند؟ این وضعیت حتی در عقب نگهداشته ترین کشورهای آفریقایی امروز دیده می شود. در عصر امپریالیزم بر خلاف دوران پیش تکامل سرمایه داری (قرون 17 و18 )، تمامی عناصر اقتصاد هر کشوری در جهان در نظام سرمایه داری جهانی ادغام گشته و انقلاب های ضد سرمایه داری و یا سوسیالیستی را در دستور روز قرار داده است. به عبارت دیگر شرایط عینی برای انقلاب سوسیالستی در افغانستان نیز آماده است. تنها علت عدم آغاز این انقلابات نبود آگاهی ذهنی است. به سخن دیگر نقش انقلابیون و آزادیخواهان در هر نقطه جهان باید ایجاد حزب طبقه کارگر (با برنامه انقلابی ضد سرمایه داری) در راستای سرنگونی استیلای سرمایه داری باشد. البته این عملی است بسیار دشوار به ویژه اینکه گرایشات رفرمیستی در درون طیف چپ در مقابل این روند ایستادگی می کنند. مبارزه روشنفکران و زحمتکشان جوان افغانستان می بایست در این راستا متمرکز گردد و نه در جهت احیای نظام پوسیده سرمایه داری!
در آخر با نگاهی اجمالی به تاریخچه "نوآوران" و نقل قولی در مورد آنان؛ این یادداشت ها را خاتمه می دهم. به این امید که این بحث بتواند در یک محیط سالم و دوستانه ادامه یابد.
ريشه های تاریخی "نوآوری"
وقايع مهم تاريخ معمولاً خود را تکرار می کنند. در آستانه دهه 30 قرن اخير، دستاوردهای انقلابی جنبش کارگری با شکستهای تعيين کننده ای مواجه شدند و گرايش های راست گرای فاشيستی رو به رشد نهادند. بحران عميق اقتصادی نظامهای سرمايه داری از يک سو، و عدم وجود رهبری انقلابی کارگری در سطح جهانی، از سوی ديگر، پيش روی های جنبش کارگری عليه نظام سرمايه داری را مسدود کردند. سياستهای سازش طبقاتی استالينيزم آخرين سنگرها و دستاوردهای جنبش کارگری را به نابودی کشاند. در اين دوره، جو رخوت و دلسردی بر روشنفکران انقلابی غلبه کرد. عده ای از شکست هراسان شده و مبارزات طبقاتی را رها کرده و برخی ديگر علل شکست را در خود نظريات انقلابی جستجو کردند و به کشف عقايد "نوين" مشغول شدند. اما، در مقابل اين روند، عده ای نيز کماکان به حفظ و تداوم دستاوردهای انقلابی کمر بستند و نظريات و سنن انقلابی را رها نکردند و در راستای تکامل آنان گامهای مؤثر برداشتند. تاريخ جنبش کارگری، تاريخ مبارزات ادامه دهندگان پی گير نظريات مارکسیزم انقلابی بوده و هست.
در دهه 90 نيز با فروپاشی نظامهای حاکم بر شوروی و اروپای شرقی و تغيير تناسب قوا به نفع امپرياليزم، بار ديگر گرايشهای گريز از مرکز در ميان "روشنفکران" وحشت زده از شکست، مشاهده شد. اپوزيسيون چپ خاور میانه (ایران، افعانستان و عراق) نيز از اين وضعيت مستثنی نبود. برای نمونه شکست انقلاب اخير ايران نيز موقعيت بسیاری از "چپ" را وخيم تر از پیش کرد. در آغاز تعداد محافل، دسته های رنگارنگ "نوآوری" و "نوطلب" در همه جا سايه افکند. افراد و محافلی از گرايش های نظری متفاوت و حتی متضاد همه در يک نکته توافق نظر داشتند: "نظريات انقلابی سابق کهنه شده اند و منطبق با وضعيت کنونی نيستند و بايد مباحث نوين ارائه داد!"
در ایران نیز در دوره پیش در میان"چپ"، انتشار نشريات "تئوريک" متعدد نمودار وضعيت "نوآوران" بود. عده ای دست به "نقد" و "کنکاش" زده و برخی نيز صرفاً با افزودن پسوند "نو" نشريات خود را تزيين کردند. اغلب نشريات "نوآوران" در واقع مطلب "نو" ای به ارمغان نياورده که همان نظريات کهن گرايشهای ورشکسته جنبش کمونيستی را صرفاً تبليغ می کنند (کائوتسکيزم، مکتب فرانکفورت و غيره). تمايلات ضد نظريات مارکسیزم انقلابی در بيشتر نشريات به وضوح به چشم می خورد. نظریات اخیر دوست گرامی ی. بیدار نیز این بحث های پیشین در میان چپ ایران را تداعی می کند. اما در ایران این قبیل "نو" آوری ها با شکست اصلاح طلبان رخت بستند و به کناری پرتاب شدند. امروز مبارزات کارگران و جوانان ایران در مقابل نظام سرمایه داری است.
در اين ترديدی نيست که جريانهای چپ می بايستی پيگيرانه در صدد تجسس و تحقيق و تکامل نظريات جديد باشند. اما کنار گذاردن عمل متشکل سياسی و عدم دخالت در جنبش کارگری و ضديت با نظريات انقلابی و تمايل به نظريات انحرافی جنبش کمونيستی، روش صحيح پيشبرد و تکامل نظريات انقلابی نيست.
"نوآوران" اغلب در رد نظريات مارکسيزم انقلابی، به نظريات کائوتسکی، برنشتاين (مکتب فرانکفورت) و یا نظریه پردازان رفرمیست کنونی استناد می کنند (مواردی که دوست گرامی ی. بیدار نیز نقل قول کرده است). در واقع، هيچ يک از اين نظريات نه در زمان خود، "نو" و راهگشايی مسايل جنبش کارگری بودند و نه امروز. درست بر عکس هر يک از آن نظريات به درجه ای نظامهای موجود سرمايه داری منحط را توجيه کرده و نهايتاً مسير انقلابهای کارگری را منحرف کردند. امروز، در آستانه قرن بيست و يکم، طرح اين قبيل نظريات به مثابه نظريات "نو"، برخوردی غير اصولی است.
در مورد نو آوران، لئون تروتسکی در سال 1937 چنین نوشت:
"دوران ارتجاعی، مانند دوران فعلی، نه تنها طبقه ی کارگر و پيشروی آن را تجزيه و تضعيف می کند، بلکه سطح کلی ايدئولوژيک جنبش را نيز تنزل داده، طرز تفکر سياسی را به مراحلی که مدت ها قبل پشت سر گذاشته است، رجعت می دهد، در چنين شرايطی وظيفه ی پيشرو بيش از هر چيز ايستادگی در برابر اين جريان قهقرائی است: می بايستی در جهت خلاف جريان شنا کند، اگر تناسب نامساعد قوا حفظ سنگرهای به چنگ آمده را نا ميسر می سازد، دست کم بايست برای حفظ مواضع ايدئولوژيک بدست آمده بکوشد، زيرا بهای سنگينی بابت اين مواضع پرداخت شده است. هستند ابلهانی که اين سياست را "سکتاريستی" می پندارند. در حالی که تنها از اين راهست که می توان خود را برای امواج مقاومت ناپذير جنبش پيش رونده ای که با جزر و مد بعدی تاريخ فرا می رسد، آماده ساخت.
شکست های بزرگ تاريخی به طرز اجتناب ناپذيری سبب پيدايش ارزيابی جديدی می شود، اين معمولاً در دو جهت اتفاق می افتد. از يکسو پيشروی واقعی که با تجربيات شکست توانگر گشته است، با تمام قدرت از ميراث عقايد انقلابی دفاع کرده، بر اين اساس در راه تربيت کادرهای جديد برای مبارزات توده ای آتی کوشش می کند. از سوی ديگر، کسانی که به کارهای روزمره ی عادی عادت کرده اند، سانتريست ها و آماتورهای بوالهواس، از شکست هراسان می شوند و تمام هّم خود را متوجه انهدام اتوريته سنن انقلابی کرده، در تجسس "دنيای نوين" به قهقرا می روند. (در نظريات اينها) کوچک ترين اشاره ای به يک تجزيه و تحليل مارکسيستی نشده است. حتی يک کوشش جدی در بررسی علل شکست نمی توان يافت. حتی کلمه ی تازه ی در باره ی آتيه اظهار نشده است. هيچ چيز جز کليشه های پيش پا افتاده، فريب و تزوير، و بخصوص دلواپس های مذبوحانه ی ... برای حفاظت خود پيدا نخواهيم کرد... اين حضرات به دليل رخوت مغزی نمی توانند مارکسيزم را انکار کنند، آنرا ارزان به هرزگی سپرده اند..." ("استالينيزم و بلشويزم"29 اوت 1937)
18 بهمن 1387

نامه ی سرگشاده به هوگو چاوز رئیس جمهور ونزوئلا

نامه ی سرگشاده به هوگو چاوز رئیس جمهور ونزوئلا
هوگو رافائل چاوز فریأس، رئیس جمهوری بولیواری ونزوئلا
آقای رئیس جمهور،
دیروز هفتمین باری است که شما برای ملاقات رهبران دولت سرمایه داری ایران وارد ایران می شوید.
در ژوئیه 2007 ششمین سفر شما به ایران و در ژوئیه 2006 پنجمین سفر شما و همچنین در نوامبر 2004 هنگام چهارمین دیدار رسمی شما از ایران، برخی از فعالان جنبش کارگری ایران به شما نامه ای فرستادند و در آن نگرانی های خود را در رابطه ی با سوءاستفاده ی رژیم ایران از نام و محبوبیت شما در میان توده های مردم آمریکای لاتین و فعالین مترقی و ضد گلوبالیزاسیون در سطح جهان ابراز داشتند. در آن نامه تفاوت های بنیادین بین حکومت بولیواری با رژیم ایران ذکر شد. اما شما ظاهرا توجه ای به ندای کارگران و مردم تحت ستم ایران نکردید و بار دیگر سران این دولت ضد کارگری را ملاقات کرده و آنها را به آغوش کشیدید و قراردادهای نوین امضا کردید. شما با این سفر نشان دادید که در اتخاذ سیاست خارجی و ایجاد جبهه ضد امپریالیستی دچار لغزش بنادین شده اید.
آقای رئیس جمهور،
شما باید توجه کنید که وضعیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ونزوئلا و ایران در دو جهت مخالف هم سیر می کنند. اگر چه هر دو کشور شاهد شکوفائی قابل ملاحظه در درآمد نفت (و گاز) بوده اند، اما، مابین شیوه های استفاده از این درآمد مضاعف؛ تفاوت های فاحشی وجود دارد. در ونزوئلا، شما از این درآمد برای ساختن بیمارستان ها و مدارس و داشگاه استفاده می شود؛ و در ایران برای پر کردن جیب عده معدودی سرمایه دار.
از یک سو در ونزوئلا، ما شاهد ملی شدن هر چه بیشتر شرکت ها، امکانات رایگان دارو و درمان، آموزش و پرورش و غیره، و سیاست اهدای حقوق و آزادی بیشتر در قانون اساسی، خصوصاً به کارگران و اقشار فقیر جامعه بوده ایم. برای کارگران این گونه پیشرفت ها به معنای کسب کنترل بیشتر آن ها بر شیوه زندگی و کارشان بوده است. مهم تر از همه، سلب مالکیت از کارخانه ها و تشویق به کنترل و دخالت کارگری، ماهیت جنبش کارگری ونزوئلا را تغییر داده است. جنبش بولیواری و سیاست های حکومت آن تغییرات عظیمی را در تعادل نیروهای طبقاتی ونزوئلا به نفع طبقه ی کارگر انجام داده است. حکومت ونزوئلا نه تنها کارگران را به ساختن "اتحادیه ی ملی کارگران" به عنوان بدیلی در مقابل "کنفدراسیون کارگری ونزوئلا" تشویق کرده است، بلکه کارگران در اداره و مدیریت کارخانجات و سایر شرکت ها حضور و دخالت داشته اند. تمام جهان می داند که شما لیست اسامی 1149 کارخانه ی تعطیل شده را بیرون داده و به صاحبان آن ها اخطار دادید: «آن ها را تحت کنترل کارگری قرار دهید و یا حکومت از شما سلب مالکیت خواهد کرد!»
اما در ایران، علاوه بر نبود حقوق دموکراتیک اولیه؛ کارگران از داشتن حق تشکیل هرگونه اتحادیه ی کارگری محروم هستند. امروز، کارگران ایران حتی حق داشتن یک کنفدراسیون مانند "کنفدراسیون کارگری ونزوئلا" را ندارند! آن چه آن ها دارند «خانه ی کارگر» و «شورای کار اسلامی» وابسته به دولت است؛ که برای حمله به کارگران شکل گرفته اند.
اما در پیش چنین نبوده است: سرنگونی رژیم شاه، برای کارگران آزادی هایی را دربر داشت که در برخی موارد حتی شامل کنترل بر تولید و توزیع نیز شد. اما هیئت حاکم اسلامی موفق شد؛ از طریق سرکوب تمام دستآوردهای کارگران را از آنها باز پس گیرد. این رهبرانی که شما در آغوش می کشید، با کشتن هزاران کارگر، جنبش را نابود و چندین دهه به عقب کشاندند. در جامعه ایران، حتی اتحادیه های کارگری زرد طرفدار کارفرما که در دوره شاه قابل تحمل بود، غیرقانونی شده و هم چنان غیرقانونی باقی مانده است! حتی فدراسیون اتحادیه های کارگری ای مانند "کنفدراسیون کارگری ونزوئلا" نیز در ایران غیرقانونی می باشد!
در ایران، میزان بیکاری رسمی (که پایین تر از میزان واقعی است) 85/10 بوده و بیکاری در میان جوانان (بین سنین 15 تا 24 سال) 35/22 است. حتی وقتی کارگران شاغل هستند، اغلب حقوقشان پرداخت نمی شود- در بسیاری از موارد بیش از یک سال. حتی آن هایی که دستمزد خود را دریافت می کنند با مشقت پرداخت مخارج نیازهای ابتدائی خود در زندگی مواجه هستند، زیرا که دستمزدشان کفاف زندگی عادی را نمی دهد. برای نمونه، اجازه ی آپارتمان دو اتاق خوابه 422 دلار در ماه است، در حالی که درآمد یک کارمند عادی 120 دلار، درآمد یک معلم 180 دلار و حتی درآمد یک پزشک 600 دلار در ماه است. جای تعجبی نیست که 90% جمعیت کشور زیر خط فقر زندگی می کنند.
آقای رئیس جمهور،
دولت سرمایه داری ایران، هیچ اختلاف و تضاد بنیادین با امپریالیست آمریکا ندارد. آنها در حالت جنگ سرد با آمریکا قرار دارند و با دریافت امتیازات کافی؛ وارد معاملات سیاسی با آمریکا خواهند شد و پشت شما را خالی می کنند. در حقیقت دولت سرمایه داری ایران نقداً به آمریکا در تهاجم و اشغال نظامی افغانستان و عراق - و روی کار آوردن رژیم های دست نشانده ای مانند رژیم «کرزای» و «ملکی» به وسیله ی تبادل تجاری امنیتی و معاملات دیگر- کمک کرده است. دولت سرمایه داری ایران هم اکنون مشغول مذاکره نزدیک با دولت اوباما در مورد حل مسایل افغانستان است. این دولت علیرغم شعارهای "ضد امپریالیستی" اش، به سوی بازسازی پیوندهای سابق خود با ایالات متحده آمریکا پیش می رود. گزینش احمدی نژاد، نشانگر چرخش نهائی رژیم برای حل اختلافاتش با امپریالیزم، به ویژه امپریالیزم آمریکا است. بر خلاف تمام "دشمنی ها"، و ژست های "ضدامپریالیستی"، رژیم آماده ی حل کلیه ی اختلافات موجود با آمریکا است. دولت ایران می خواهد از ایران، جامعه یی مثل کلمبیا بازسازی کند (در کلمبیا هزاران کارگر اتحادیه ای کشته شده تا شرکت های چند ملیتی بدون هیچ گونه مانعی بتوانند کارگران را استثمار کرده و منابع طبیعی کشور را به یغما برند).
آقای رئیس جمهور،
پیوند نزدیک و مرتب شما به رهبران این رژیم عاقبت باعث این می شود که توده های مردم ایران به درس های بزرگ روند انقلابی در ونزوئلا پشت کنند. جای گرفتن در قلب و ذهن توده های مردم ایران و کشورهای نظیر آن، بهترین راه حل درازمدت برای قطع کردن دست های واشنگتن بر آمریکای لاتین است. نزدیکی شما با دولت سرمایه داری ایران که دستهایش به خون هزارها کارگر و جوان آغشته است، نشان می دهد که سیاست بین المللی ضد امپریالیستی شما دچار انحراف اساسی است. شما با نزدیکی با رژیم های ارتجاعی هرگز نخواهید توانست مبارز ضد امپریالستی را به فرجام برسانید. تنها اتحاد نمایندگان واقعی کارگران و زحمتکشان می تواند در مقابل امپریالیزم ایستادگی کند.
با احترام
مازیار رازی
سخنگوی گرایش مارکسیست های انقلابی ایران
14 فروردین 138۸